زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - عبرت از گذشتگان
وَأَحْلاَسُ[١] الْعُقُوقِ[٢] اتَّخَذَهُمْ إِبْلِيسُ مَطَايَا ضَلاَل وَجُنْداً بِهِمْ يَصُولُ عَلَى النَّاسِ، وَتَرَاجِمَةً يَنْطِقُ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ، اسْتِرَاقاً لِعُقُولِكُمْ وَدُخُولا فِي عُيُونِكُمْ وَنَفْثاً فِي أَسْمَاعِكُمْ فَجَعَلَكُمْ مَرْمَى نَبْلِهِ وَمَوْطِئَ قَدَمِهِ وَمَأْخَذَ يَدِهِ؛ از مردمان بىاصل و نسَب فرمان نبريد؛ همانها كه آب گواراى خود را با آب آلوده آنها آميخته و نوشيديد و سلامت خود را با مرض آنها ممزوج كرده و مسلك باطل آنها را به مرام حقّ خويش وارد نموده، به التقاطىگرى روىآور شديد. آنها، شالوده هر فسق و فجور و ملازمان عصيان و سركشى هستند. شيطان ايشان را مركب راهوارِ گمراهى و لشكريان (مجهزى) براى حمله به مردم قرار داده است و منويّات درونى خود را از زبان آنان ابراز مىنمايد و به وسيله آنها در چشمهايتان نفوذ كرده و در گوشهايتان مىدمد (نسبت به حقايق كر و كورتان مىنمايد). شما را هدف تير (سهمگين) خود قرار داده و به لگدمال نمودنتان همّت گماشته و (به راحتى) شما را در اختيار خواهد گرفت.
عبرت از گذشتگان
اميرالمؤمنين(عليه السلام) كه ترجمان راستين قرآن كريم هستند، بر اصل اساسى «درسآموزى از سرنوشت پيشينيان» تأكيد فراوان دارند؛ نكته والايى كه در جاى جاى نهجالبلاغه حضرت ـ همچون كلام خداىتعالى در قرآن مجيد ـ به زيبايى به چشم مىخورد. اصولا همسويىِ چشمگير كلام وحى با سخنان پر نور همه معصومان(عليهم السلام) كه در موضوعات گوناگون جان دلدادگان به اين هر دو را نوازش مىدهد، خود دليلى گويا بر حقانيت آنها و نشأت گرفتنشان از يك منبع زلال و پاكيزه است.
[١] حِلس، هم به جهاز شتران گفته مىشود، هم به زيرانداز و گليمِ خانه. مصباح المنير، ج ١، ص ١٤٦. [٢] سرپيچى كردن از پدر و نيكى نكردن به او. همان، ج ٢، ص ٤٢٢.