زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - ظلم پذيران
دلهاشان رشد كرده و ريشه دوانيده كه حتى جاى تنفس هم برايشان باقى نگذاشته است. آرى، شيطان با دستيابى به چنين روحيه خطرناكى، راه نفوذ بسيار مناسبى در دلها يافته و اسباب شقاوت ابدى را فراهم مىكند.
أَلاَ فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ مِنْ طَاعَةِ سَادَاتِكُمْ وَكُبَرَائِكُمُ، الَّذِينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ، وَتَرَفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِمْ، وَأَلْقَوُا الْهَجِينَةَ[١] عَلَى رَبِّهِمْ وَجَاحَدُوا اللهَ عَلَى مَا صَنَعَ بِهِمْ، مُكَابَرَةً لِقَضَائِهِ وَمُغَالَبَةً لاِلاَئِهِ؛ (حضرت در اينجا ساير مردم را كه مورد استهزا و تمسخر فخرفروشان قرار گرفتهاند، مخاطب ساخته و فرمودند:) كاملا متوجه باشيد و به شدت از پيروى و فرمانبردارى مهتران و (به ظاهر) بزرگانتان پرهيز نماييد، همانها كه ريشه خود را (كه آبى گنديده بيش نبودند) فراموش كرده و مرتبهاى بالاتر از آنچه لايق هستند، ادعا نمودهاند و (با انتساب پستىهاى دگران به خداى تعالى) اين فعل قبيح را به خدا منسوب دانسته و با انكار نعمتهاى فراوانى كه خالق مهربان در حقشان ارزانى داشته، با اراده حتمى حضرت حقتعالى از درِ گردنكشى وارد شده و الطاف بيكران او را كمرنگ و بىارزش قلمداد نمودهاند.
ظلمپذيران
روشن است كه فخرفروشى گردنكشان، خود حاكى از وجود جمعيتى است كه اين صفت زشت و شيطانىِ آنان را برمىتابند و عكسالعمل مناسبى نشان نمىدهند و به اين ترتيب بستر مناسبى براى حركت ايشان در مسير تباهى به وجود مىآوردند و امتيازاتى را كه آنان براى خود قائل هستند چه واقعى و چه موهوم و خيالىـ به رسميت مىشناسند؛ در
[١] بيان كردن عيوب. لسان العرب، ج ١٥، ص ٤٢.