زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - تكبّرِ بدفرجام قابيل، نمونه اى روشن
حربهاى كه دشمن اين گونه بىرحمانه آن را به كار گرفته و دنبال فرصت مناسب است، چيزى جز خود بزرگپندارى و به دنبال آن، برافروخته شدن آتش كينه و حسد نيست. و چه پيامدى بدتر از اينكه خداى تعالى طعم ناگوار پشيمانى را براى هميشه به مذاقش آشنا ساخت و در همه قتلهاى جهان سهيمش كرد؛ چرا كه بر اساس حديثى از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) هر كس سنت نيك يا بدى بگذارد، علاوه بر پاداش يا كيفر خود، در پاداش يا كيفر عمل كنندگان به آن سهيم است:
مَنْ سَنَّ سنةً حسنة كان له اجرُها واجرُ من عمِل بها. من سنّ سنةً سيّئة كان عليه وزرُها ووزرُ من عمِل به؛[١] هركس رَوشى نيك را پايهگذارى نمايد، هم اجر و پاداش چنين عملى را دريافت مىكند، هم در پاداش افرادى كه به آن روش عمل نمايند سهيم خواهد بود. و هر فردى كه روش زشتى را بنا نهد، هم بار سنگين اين عمل (ناپسند) را به دوش خواهد كشيد، هم در وزر و وبال كسانى كه به آن روشِ (ناپسند) عمل كنند، شريك خواهد بود.
آرى، اولين نزاع بر سر امرى موهوم اتفاق افتاد و جوانه آغازينِ روح خودبزرگبينى در قابيل به صورت جمله ناموزونِ «لأََقْتُلَنَّك»[٢] پديدار شد، در حالى كه هيچ امتيازى در برترىطلب ديده نمىشد و حسادتى كه خود از تكبر وى ريشه گرفته بود، كارش را به اين نقطه تاريك كشاند و با خود
[١] بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٢٠٤؛ و ر.ك: ج ٧١، ص ٢٥٨؛ ج ٧٧، ص ١٦٦ و ج ١٠٠، ص ٧ و ٢٣. [٢] مائده (٥)، ٢٧.