زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - معناى حميت و تعصب
دميدم، پس براى او به سجده بيفتيد. آنگاه همه فرشتگان، جز ابليس، سجده نمودند» چرا كه خودخواهى به او روى آورد، پس به خاطر (برتربودن ماده) آفرينش خود بر (حضرت) آدم (على نبينا و آله و عليه السلام) افتخار نمود، و به جهت اصل خود (آتش) بر آن حضرت عصبيت نمود.
معناى حميت و تعصب
ما معمولا تعصب را به عنوان صفتى مذموم مىدانيم و در موردى به كار مىبريم كه لجاجت در آن روا نيست. اصل اين واژه به نوعى وابستگى برمىگردد.[١] حال ممكن است وابستگى به خانواده، ايل و تبار، حزب و دسته و يا هر چيز ديگر باشد. چه بسا اين حالت تا بدانجا پيش رود كه انسان خود را به دفاع از آنچه به آن دل بسته ـ چه حق باشد چه باطل ـ ملزم بداند و دست به توجيه زشتىها زده و زيبايىهاى طرف مقابل را بىارزش، بلكه زشت جلوه دهد. اين تعصّبى منفى است؛ ولى اگر انسان در دفاع از حق پافشارى كند و از خود سرسختى نشان دهد، تعصبى ارزشمند است؛ چنان كه انسان از اعتقاد راستين خود، از ناموس و مقدسات خود دفاع كرده، و در اين راه كمترين اغماضى ابراز نكند.[٢]
[١] حمايت و دفاع از كسى كه امورش به انسان سپرده شده باشد يا به جهتى، به او مربوط باشد. مجمع البحرين، ج ٢، ص ١٢٢. [٢] امام پنجم(عليه السلام) مؤمن را از كوه محكمتر معرفى فرمودهاند؛ چرا كه كوه به مرور زمان دستخوش حوادث شده و قسمتهايى از آن كاسته مىشود؛ ولى مؤمن هرگز چيزى از دينش كم نمىشود:
«الْمُؤمِنُ أَصْلَبُ مِنَ الْجَبَلِ، الْجَبَلُ يُسْتَقَلُّ مِنْهُ وَالْمُؤمِنُ لا يُسْتَقَلُّ مِنْ دينِهِ شَىْء؛ مؤمن از كوه محكمتر است (چراكه) كوه (به مرور زمان در اثر حوادث) از آن كاسته مىگردد؛ ولى از دين فرد باايمان چيزى كم نخواهد شد». اصول كافى، ج ٢، ص ٢٤١، حديث ٣٧ و بحارالانوار، ج ٦٧، ص ٣٦٢، حديث ٦٦.