زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - تكبّر در مورد خداوند
يعنى همان گونه كه خداوند با وحى به انبياى بزرگ(عليهم السلام) علم خود را اظهار مىفرمايد، و قرآن كريم كه به وسيله جبرئيل امين(عليه السلام) بر قلب پاك پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) نازل شد، مصداق علم حقتعالى است، به همين گونه خلقت عالم هم اظهار قدرت خداست. و اگر اين نباشد، نه عالمى آفريده مىشود، نه وحى نازل مىگردد و نه هيچ صاحب فضيلتى به امتياز لايق خود مىرسد.[١] نعمتهاى فراوان و غير قابل شمارشِ پروردگار،[٢]حوادث عظيم در طول تاريخ و همه امور اين جهان، آثار بزرگىِ خداوند است و حقتعالى با انجام اين امور، بزرگىِ خود را به حق اظهار مىفرمايد؛ ولى اگر ما اظهار بزرگى كرديم، چيزى را اظهار كردهايم كه به هيچ وجه در شأن ما نبوده؛ از اين رو ما را دعوى «بزرگى» نيامده و براى ما «تكبر» صفتى مذموم است.
البته بر اساس تفاوتى كه بين تكبر و استكبار وجود دارد، استكبار در مورد خداوند راه ندارد، به خلاف تكبر؛ چرا كه استكبار در موردى است كه مدعى آن، «بزرگى» ندارد؛ بلكه خودش را به دروغ به آن منتسب مىكند؛ ولى تكبر هم در اين گونه موارد به كار مىرود و هم در موردى كه حقيقتاً بزرگى وجود داشته باشد؛ يعنى در مورد خداى متعال.
[١] هود، ٣: «وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْل فَضْلَهُ...؛ و به هر صاحبِ امتيازى، امتيازش را مىدهد (هر بندهاى كه به نحوى استحقاق اجرى بيش از ديگران داشته باشد، حقش ضايع نخواهد شد و خداوند عطايش خواهد فرمود.» ر.ك: الميزان، ج ١٠، ص ١٤٢. [٢] «وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللهِ لا تُحْصُوها...؛ و اگر در مقام شمارش نعمتهاى خداوند برآييد، ياراى برشمردن همه آنها (و احصاى جميع آنها) را نخواهيد داشت». ابراهيم (١٤)، ٣٤ و نحل (١٦)، ١٨.