زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٦ - پيچيدگى روح
طرفى برنمىبندند؛ از اين رو از ديرباز يكى از مناسبترين راههاى مقابله آنان با اين نور عالمافروز، تحريف معنوى آن و به عبارت خودشان «ارائه قرائت جديد» از دين است.
بدين منظور براى تهيه بسترى مقبول، به القاى اين پندار واهى مىپردازند كه دين را بايد به گونهاى مطرح كرد كه براى دنياى امروز قابل پذيرش باشد و هر آنچه را كه اندك تنشى در پى داشته باشد، از قاموس دين زدود.
طبعاً پرسشى كه اين سينهچاكان را پاسخى جز منحرف كردن اذهان از توجه به آن به دنبال ندارد، اين است:
اولا، اگر چنين است، پس انتساب آن به خداى تعالى چه توجيهى دارد؟
ثانياً، اگر فردا انتظار مردم از دين تغيير يافت، آيا اين دين است كه بايد خود را با خواستههاى آنان تطبيق دهد؟ بديهى است در اين صورت «دين» نيز، همچون عبارتهاى پربارى خواهد شد كه در اثر كثرت استعمال در معانى نامناسب، بار مثبت خود را از دست دادهاند. دينباوران راستين نيز، چنين توجيهات بىمايهاى را برنمىتابند و بر اين عقيده راسخند كه اين خالق هستى است كه نقصى در او راه ندارد، هم مصالح بشر را بهتر از او مىشناسد و هم رحمت و محبتش به انسان از خود وى والاتر است. او هيچ نيازى به انسان ندارد و بشر را براى رسيدن به كمال مطلوب راهنمايى كرده و هرگونه وسايل مورد نياز را در اين راه ارزانىاش مىدارد. خداى تعالى بهترين جوايز را هم به كسى عطا مىفرمايد كه بيشترين بهره را از آن امكانات در مسيرى كه خود او معين فرموده ببرد و آن استعدادها را بهتر به كار گيرد.