زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٥ - پيچيدگى روح
در مبانى دين نيز تشكيك مىكنند؛ حتى قرآن كريم را قابل نقد دانسته و معتقدند بايد سره و ناسرهاش از هم جدا شود. اگر سؤال شود ملاك تشخيص نيك و بد آن چيست، ميزانى را معرفى مىكنند كه خداى تعالى كراراً به وضوح ناكارآمدى آن را از پيش بيان فرموده است؛ مانند:
فَلَمّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ؛[١] آن هنگام كه پيامبرانشان دلائل روشن و خدشهناپذير ارائه نمودند به (اندك) دانشى كه نزدشان بود شادمان گشته، و آن (پيامدهاى ناگوار) كه آن را مورد ريشخند قرار مىدادند آنان را فرا گرفت.
اينان نيز به همان دانشى مىنازند كه حقتعالى آن را هم اندك مىداند[٢] و هم اعطايى خود،[٣] و نه محصول تلاش بشر و آفريده او؛ غافل از آنكه به حكم عقل نقد و بررسى هر چيز، فرع تسلط كامل بر جوانب مختلف آن است؛ از اين رو انسانى را كه به گوشهاى از زواياى پيچيده جسم و جان خود پى نبرده، نيامده است كه كلام وحى را كه از زبان پاكِ عظيمترين شخصيت ممتاز الاهى شنيده شده، زير سؤال ببرد.
البته روشن است بدانديشان و معاندان، از انكار صريح قرآن كريم
[١] همان، ٨٣. [٢] «وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِيل؛ و از دانش جز مقدارى اندك به شما داده نشده است». اسراء (١٧)، ٨٥. [٣] علاوه بر آيات فراوانى كه همه چيز را از آنِ حقتعالى معرفى مىفرمايد، آيه فوق نيز آشكارا بيانگر اين حقيقت انكارناپذير است؛ چرا كه فاعل در اين آيه از شدت وضوح ذكر نشده و در موارد مشابه، ذكر آن را مىتوان يافت؛ نظير: «...وَاللهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً وَاللهُ واسِعٌ عَلِيمٌ * يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيرا». بقره (٢)، ٢٦٨ و ٢٦٩.