زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢١ - خطر جدى اين صفت
...إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ؛[١]...همانا كسانى كه از پرستش من سر باز مىزنند، به زودى با ذلت و خوارى وارد دوزخ خواهند گرديد.
بنابراين آنچه در بين مردم از اين صفت رذيله شناخته شده در برابر آنچه قرآن كريم ارائه مىكند، ناچيز است؛ زيرا ملاك سنجش خودبرتربينى در ديدگاه مردم، حالتى است كه دارنده آن در قبال همنوعان خود دارد؛ ولى در منطق وحى، «با خدا طرف شدن» مطرح است. معمولا علماى اخلاق نيز بيشتر به همان معنايى پرداختهاند كه به افق فكر مردم نزديك است.
خطر جدى اين صفت
«تكبّر» همچون ديگر صفات شيطانى، از «نقطهاى بسيار كوچك» و تقريباً غير قابل اعتنا آغاز مىشود، و اگر اصلاح نگردد خطرهاى جدّى در پى خواهد داشت؛ ولى ويژگى مهم آن اين است كه پيامد افسارگسيختگى انسان در اين ميدان بسى خانمانسوزتر است و انسان را به بدترين دركات جهنم مىفرستد.
ريشه كفر و فساد همين است و آثار شوم آن در زندگى فردى و اجتماعى ـ اعم از خانواده، مدرسه و امثال آن ـ ظهور پيدا مىكند. اين سمّ مهلك ممكن است خداى ناكرده در اعماق دل بسيارى از ما نيز وجود داشته باشد كه بايد از صميم جان به خداى متعال پناه ببريم و از درگاه كبريايىاش عاجزانه بخواهيم هيچگاه ما را به خود وانگذارد. بايد عبارت زيبايى كه كراراً در نيايشها به ما آموختهاند، ترنّم كنيم: «وَلا تَكِلْني إلى نَفْسي طَرْفَةَ عَيْن».[٢]
[١] غافر (٤٠)، ٦٠. [٢] مرحوم علامه مجلسى اين عبارت را در خلال دعاهاى نوافل جمعه از مصباح المتهجد مرحوم شيخ طوسى (ص ٢٤٢) و جمالالاسبوع مرحوم سيد بن طاووس (ص ٢٧٠) نقل كردهاند. بحارالانوار، ٩٠، ص ٦؛ ج ٨٦، ص ١٠؛ ج ٩٠، ص ٥٧؛ ج ٩١، ص ١٨٧؛ ج ٩٧، ص ١٨٤؛ ج ١٠١، ص ٣٤٤ و....
در مواردى نيز كلمه «ابدا» هم ديده مىشود؛ مانند: ج ٨٦، ص ٤٠، ٧١، ١٠٨، ١٤٦ و ١٥٢؛ ج ٩٤، ص ٢١٠ و ٢٢٤؛ ج ٩٥، ص ٣٥٢؛ ج ٩٧، ٢٣٦، ٢٨٤، ٣٠١ و ٣٢٠؛ ج ٩٨، ص ٣١، ٤٧ و ١٤٠ و....