زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - مناسبت خطبه
نسبت داده مىشود، بايد يك صفت سلبى در نظر گرفت؛ به اين معنا كه «صفات، زايد بر ذات نيستند». اين همان ذات است كه عقل ما اين مفاهيم را از آن انتزاع مىكند. همه اين صفات، عين هم و همه عين ذات هستند.
هنگامى كه ما وقتى مىگوييم «ما علم و قدرت داريم»، علم ما چيزى است و قدرت ما چيزى ديگر. مىتوانيم علم داشته باشيم، ولى قدرت نداشته باشيم، يا قدرت داشته باشيم، ولى علم نداشته باشيم، يا هيچيك را نداشته باشيم؛ چون علم ما غير از قدرت است و هر دو غير ذات؛ ولى در مورد خداوند چنين نيست. در خداى تعالى، ذاتْ عين علم، علمْ عين قدرت و قدرتْ عين ذات است و همه صفات، عين هم و همه، عين ذات هستند. بررسى بيشتر اين بحث مجال ديگرى مىطلبد و در حوصله اين نوشتار نمىگنجد؛ در اينجا هم بايد توجه داشت كه اگر عزت و كبريا به خداى تعالى نسبت داده شده، دو چيز جداى از يكديگر و زايد بر ذات پروردگار متعال نيست.
در اينجا سؤالى مطرح مىشود كه عزت و كبريايى چه ويژگى دارند كه در اين كلام مخصوص خداى تعالى شمرده شده، و غير از صفاتى همچون علم است كه ما مىتوانيم ادعا كنيم كه علمى داريم، هرچند آن هم عطاى خداوند است؟!
پاسخ اين است كه ما در گفتوگوهايمان واژه «عزت» و «عزيز» را نيز در غير خدا به كار مىبريم كه عزتهاى نسبى يا ناقص و يا عاريتى هستند؛ ولى عزت مطلق، كامل و اصيل، مخصوص خداى تعالى است و تنها اوست كه در مقابل كسى سر تسليم فرود نمىآورد و كسى بر او غالب نيست چنانكه علم ذاتى و مطلق نيز مخصوص خداست.