زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٧ - راه مبارزه با اخلاق رذيله
شد، توجه كنم كه پيش از هر چيز، بنده خدا و مال خدا بوده است. او حياتش بخشيده بود و اكنون حيات برترش عطا فرموده است. البته رضا و تسليم نهتنها منافاتى با عواطف و احساسات ندارد، بلكه صفحه ديگرى از عنايت آن مالك حقيقى است. اوست كه محبت داده، و اوست كه قلب سوخته بنده مصيبتديدهاش را به خوبى مىشناسد و با اندكى بردبارى كه لازمه جهان آزمايش است، نعمتهاى غير قابل تصور ارزانى وى خواهد فرمود؛ از اين رو هنگامى كه از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پرسيدند شما چرا در مصيبت فرزندتان ابراهيم گريان شديد، فرمودند: ... چشم اشك مىبارد و قلب اندوهناك مىشود؛ ولى آنچه غضب خدا را در پى دارد نمىگوييم.[١]
حضرت سالار شهيدان امام حسين(عليه السلام) در حماسه عظيم كربلا، اين درس پرمعناى جد پاكشان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را در يك نيمروز بارها به كار گرفته و آموزگارى صبر هميشه تاريخ را به عهده گرفتند.
روانه شدن هريك از جوانان اهلبيت و نيز اصحاب باوفاى حضرت به سوى ميدان، و آمدن امام(عليه السلام) بر بالين هريك از آنها و لحظات وداع با ايشان، در مجموع از واقعيتهايى بسيار جانكاه حكايت مىكند. شرح
[١] بحارالانوار، ج ٨٢، ص ٩٠، حديث ٤٣: به حضرت عرض كردند: «يا رسول الله(صلى الله عليه وآله)تبكي أ ولم تنه عن البكاء؟ قال إنما نهيت عن النوح عن صوتين أحمقين فاجرين صوت عند نعم لعب و لهو و مزامير شيطان و صوت عند مصيبة خمش وجوه وشق جيوب ورنّة شيطان». آنگاه در مورد علت گريستن خود فرمودند: «إنما هذه رحمة. من لا يرحم لا يرحم لولا أنه أمر حق ووعد صدق وسبيل بالله وأن آخرنا سيلحق أولنا لحزنا عليك حزنا أشد من هذا وإنا بك لمحزونون. تبكي العين ويدمع القلب، ولا نقول ما يسخط الرب عز وجل». و در روايت ديگر: «يحزن القلب وتدمع العين ولا نقول...».