زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - مناسبت خطبه
الْحَمْدُ للهِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَالْكِبْرِيَاءَ وَاخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ وَجَعَلَهُمَا حِمًى وَحَرَماً عَلَى غَيْرِهِ وَاصْطَفَاهُمَا لِجَلاَلِهِ وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ....
الْحَمْدُ للهِِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَالْكِبْرِيَاءَ؛ ستايش براى خدايى است كه عزت و بزرگى را پوشيد.
در اين بيان، عزت و بزرگى مانند لباسى تصوّر شده كه كسى آن را بپوشد. البته خداى تعالى نيازى به پوشيدن لباس ندارد و حتى استعمال لباس معنوى هم در مورد خداى تعالى صحيح نيست؛ بلكه اين يك تعبير اديبانه و تشبيهى بسيار زيباست و به معناى لباس پوشيدن خداوند نيست. وجه شباهت هم اين است: همانگونه كه لباس در جايى به كار مىرود كه ملبوس را كاملا پوشش دهد و هيچ قسمتى از آن بيرون نمانَد، ذات خدا هم بگونهاى است كه نمىتوان براى آن حيثيتى فرض كرد كه عين عزت و كبريايى نباشد. انگار عزت و كبريا، ذات الاهى را فراگرفته است. البته ذات حضرت حقتعالى نه جزء دارد و نه سطحى كه پوشيده شود؛ ولى ابزار كار عقل انسان، همين مفاهيم است؛ از اين رو از روى مسامحه مىتوان گفت: هيچ سهمى از وجود خداى تعالى و هيچ شأنى از وجودش، بىبهره از عزت و كبريايى نيست.
عزت و كبريا چيست و چه تفاوتى با هم دارند؟
مقدمتاً بايد بگوييم صفات الاهى چه ذاتى چه فعلىـ از حيثيات مختلف خداى تعالى حكايت نمىكند؛ چون خداوند حيثيتهاى مختلف ندارد و به قول اهل معقول «بسيط من جميع الجهات» است و هيچ تكثر و تعددى براى او قابل تصور نيست. در كنار صفاتى كه به خداى تعالى