زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - مقدمه
٢. بعضى قاصعه را تقريباً «كوبنده» معنا كردهاند؛[١] يعنى اين خطابه، گردنفرازان و مستكبران را توبيخ كرده، از طغيان و سركشى برحذر مىدارد.
وجوه ديگرى نيز گفته شده؛[٢] ولى ـ همان طور كه گفتيم ـ جستوجو در اين مورد ضرورى به نظر نمىرسد؛ اما با توجه به مضمون خطبه، ظاهراً وجه دوم در بين وجوهى كه مطرح شده، دلچسبتر است.
مقدمه
حكومت اميرالمؤمنين(عليه السلام)، تنها ٢٥ سال با رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فاصله داشت و ظاهراً اين خطبه در اواخر حكومت حضرت كه حدود چهار سال و نه ماه دوام يافت، ايراد شده است؛ از اين رو اين پرسش مطرح مىشود كه مردم كوفه كه لشكريان آن بزرگوار هم از همينها تشكيل مىشد، چه كرده بودند كه امام(عليه السلام) آنها را اينگونه سرزنش مىكند و مىفرمايند: شما در سركشى افراط كرده و به عصبيت و حميّت جاهليت برگشتهايد و ارزشهاى اسلام را زير پا گذاشتهايد؟
[١] العين، ج ١، ص ١٣٨. [٢] مانند:
الف) از بين برنده، زائل كننده: الماءُ يَقْصَعُ العَطَشَ؛ آب تشنگى را فرو مىنشاند. همان
ب) تحقير كننده (ابليس و پيروانش): قَصَعَهُ قَصْعاً صَغَّرَهُ وحَقَّرَهُ؛ فلانى را كوچك شمرد و چيزى به حساب نياورد. مجمع البحرين، ج ٤، ص ٣٧٩.
ج) قَصَعْتُ هامَتَه؛ با دست گشوده بر سرش كوفتم. صحاح، ج ٣، ص ١٢٦٦.