زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١ - نمونه اى از بدعت ها
پايان ببريد...هر كه با به پايان بردن عمره، اعمال حج را آغاز كند هر مقدار كه توانست قربانى نمايد»، حاجيان در حج تمتّع با انجام دادن اعمال عمره، از حال احرام بيرون رفته و در مكه منتظر فرا رسيدن زمان انجام حج باقى مىماندند و آنچه در حال احرام جايز نبود (از جمله آميزش با همسران) بر آنان حلال بود و هستـ اما خليفه دوّم گفت: «مىدانم كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و اصحابشان چنين مىكردهاند؛ ولى «من خوش ندارم» كه حجاج پس از خلوت كردن با همسرانشان در حالى كه از سر آنها آب غسل فرو مىريزد، به اعمال حج بپردازند».[١]
ازدواج موقت نيز كه از احكام شناخته شده دين بوده و هست، به راحتى با اين منطق كه با زنا فرقى ندارد، دستخوش تغيير شد. غافل از آنكه اولا اين حكمى قانونمند و تعريف شده است كه «در شرايط خاص خود» معضلاتى را از سر راه برمىدارد و با طبيعت انسان و زمينههاى مختلف زندگى او سازگارى دارد، و ثانياً همان تفاوتى كه ازدواج دايم با عمل منافى با عفت دارد، ازدواج موقت نيز چنين تفاوتى را داراست. همچنين همان گونه كه در ازدواج دايم «اداى الفاظ» خاص با شرايطى ويژه پيمان زناشويى دايم را به ارمغان مىآورد، «اداى الفاظ» در ازدواج
[١] در بحارالانوار، ج ٣٠، ص ٦١٧ حديثى از صحيح مسلم، ج ١، ص ٤٧٢؛ كتاب الحج، باب نسخ التحلل من الاحرام و الامر بالتمام به مضمون فوق نقل شده و آمده است: «آن را در جامع الاصول، ج ٣، ص ١٥٤ ـ ١٥٥، ذيل حديث ١٤١٧، نقل كرده است. همچنين به منابع زير ارجاع داده شده: سنن نسائى، ج ٣، ص ١٥٣؛ كتاب الحج، باب التمتع؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٢٢٩؛ كتاب المناسك، باب التمتع بالعمرة الى الحج؛ مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ٤٩٥٠؛ سنن بيهقى، ج ٥، ص ٢٠؛ تيسير الوصول، ج ١، ص ٢٨٨ و شرح موطّأ زرقانى، ج ٢، ص ١٧٩.