زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٠ - نمونه اى از بدعت ها
حقطلبان آشكار مىكردند؛ ولى آن هنگام كه حكومت به دست خود آن «يگانه دوران»[١] رسيد، بدعتهاى موجود كه با نادانى مردم عجين شده و قرائتِ مترقى دين به شمار مىرفت، مشكلات جدّى فراروى تحقق آرمانهاى والاى حجت حق(عليه السلام) پديد آورد. براى مثال همه مىدانستند متعه حج و ازدواج موقت، از احكام الاهى بوده و در زمان حيات رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ابلاغ و اجرا شد؛ حتى بر اساس نقل شيعه و عامه، خود خليفه دوّم هنگام تحريم آن، به حلال بودن اين دو حكم در زمان رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) تصريح كرد و گفت:
مُتْعَتان كانتا على عهد رسولِ الله(صلى الله عليه وآله) و اَنَا اَنْهى عَنْهُما و اعاقبُ عَلَيْهم؛[٢] دو متعه در زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) حلال بوده؛ ولى من از آن نهى مىكنم (و هركه مرتكب آنها شود) عقوبتش خواهم كرد.
آغاز مطلب اين بود كه بر اساس آيه شريفه: «وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ للهِِ...فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ...؛[٣] حج و عمره را براى خدا به
[١] امام هشتم(عليه السلام) در تفسير «امامت» و «مقام امام»: «...الامام واحدُ دَهْرِه لا يُدانيه أحَدٌ...». اصول كافى، ج ١، ص ٢٠١؛ بحارالانوار، ج٢٥، ص ١٢٠ و ١٢٨ و ١٢٩ و.... [٢] در منابع روايى فريقين يافت مىشود. در بحارالانوار، ج ٣٠، ص ٦٠٠ به آن اشاره شده و در پاورقى آن آمده است: مصادرى قبلاً ذكر شد و اينك چند مصدر ديگر: شرح معانى الآثار، للطحاوى، كتاب الحج، ص٣٧٤ و ٣٧٥ و ٤٠١؛ كنز العمال، ج ٨، ٢٩٣ ـ ٢٩٤ به دو طريق نقل كرده و آورده است: ابن جرير، و جاحظ در البيان و التبيين، ج ٢، ص ٢٢٣؛ احكام القرآن جصّاص، ج ١، ص ٢٤٢ و ٢٤٥؛ ج ٢، ص ١٨٤؛ تفسير قرطبى، ج ٢، ص ٣٧٠؛ مبسوط سرخسى، زاد المعاد ابن قيمّ، ج ١، ص ٤٤٤؛ فخر رازى، ج ٢، ص ١٦٧، ج ٣، ص ٢٠١ و ٢٢٢؛ ضوء الشمس، ج ٢، ص ٩٤؛ ابن خلكان، ج ٢، ص ٣٥٩ و.... البته بحارالانوار، ج ٣٠، ص ٥٩٤ ـ ٦٣٨ در متن و پاورقى به منابع فراوان اشاره كرده است. [٣] بقره (٢)، ١٩٦.