زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٢ - ادعاى اسلام
مىگفتند: تو چه حق دارى با دخترى از قبيله ما ازدواج كنى؟ اينگونه «ضد ارزشهاى عرفى»، بر هيچ ملاك منطقى استوار نيست. از ديدگاه قرآن كريم يگانه ملاك، «تقوا» است.
ادعاى اسلام
اسلام، فقط اداى شهادتين نيست. اگر در اعتقادات تشكيك شود و احكام هم تاريخ مصرف خاصى داشته باشد، چه چيز باقى خواهد ماند؟ آيا صِرف ثبت كلمه «مسلمان» در شناسنامه كافى است؟ آيا ادعاى اسلامى بودن براى كشورْ كارساز است و نبايد خط بطلان بر ارزشهاى پوچ و پوشالى همچون «ملىگرايى» و «تعصبهاى نژادى» كشيد؟ آيا نفسِ «ايرانى بودن» خود، معيارى براى سنجش ارزشها به شمار مىآيد؟ اگر چنين است، چرا شهروندان ديگر كشورها انتسابشان را به كشور خود ملاك ارزش ندانند؟ آيا غير از اين است كه همه و همه بنده «خداى بىشريك و همتا» هستيم و او براى «برترى و امتياز»، فقط «تقوا» را معرفى فرموده است و بس؟[١]
[١] «يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ». حجرات (٤٩): ١٣.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، بر فراز منبر در ردّ ملىگرايى: «إِنَّ النَّاسَ مِنْ عَهْدِ آدَمَ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا مِثْلُ أَسْنَانِ الْمُشْطِ لاَ فَضْلَ لِلْعَرَبِيِّ عَلَى الْعَجَمِيِّ وَلاَ لِلاَْحْمَرِ عَلَى الاَْسْوَدِ «إِلاَّ بِالتَّقْوَى» سَلْمَانُ بَحْرٌ لاَ يُنْزَفُ وَكَنْزٌ لاَ يَنْفَدُ سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ...؛ از حضرت آدم ـ على نبينا و آله و عليه السلام ـ تا امروز، مردم همچون دندانههاى شانه هستند، نه عرب را بر عجم، برترى هست نه سرخپوست را بر سياهپوست، مگر به سبب تقوا. سلمان(رحمه الله)دريايى بيكران و گنجى پايانناپذير است، سلمان از ما اهلالبيت است». شيخ مفيد، اختصاص، ص ٣٤١ و بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٣٤٨.