زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣١ - مقايسه ننگ دنيوى با آتش جهنم
وَإِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالاُْنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلى هُون أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ؛[١] و هنگامى كه يكى از آنان را خبر ميلاد فرزند دختر مىرسيد، چهرهاش سياه مىگشت و سعى در فرو بردن خشم خود مىنمود، (آنگاه) به لحاظ دريافت چنين خبر تأسفبارى، از قوم خويش فرارى شده و (خود را بر سر دوراهى مىديد:) آيا با ذلت و خوارى چنين فرزندى را در كنار خود بپذيرد يا در دل خاك نهانش نمايد؟[٢] چه بد حكم مىنمودند.
اين در حالى است كه منطق قرآن كريم، ارزشمند دانستن نعمت الاهى و موهبت خداوندى دانستن دختر و پسر است:
اللهِِ مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَإِناثاً وَيَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ؛[٣] فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ خداوند است (او) هرچه بخواهد مىآفريند. برخى را فرزند دختر و بعضى را پسر عطا مىفرمايد، عدهاى را نيز پسر و دختر مىدهد و هر كه را اراده فرمايد، نازا قرار مىدهد. او داناى تواناست.
از ديگر ارزشهاى موهوم و جنجالآفرين رايج آنان، معيارهاى خاصى بود كه براى «ازدواج» در نظر مىگرفتند. آنان هرگز انتخاب همسر را از ميان افرادى كه طبقه اجتماعىشان را پايينتر از خود احساس مىكردند، بر نمىتافتند. اگر احياناً جوانى اينچنين با دخترى از قبيله آنها زندگى مشترك تشكيل مىداد، به اعتراض برخاسته و
[١] نحل (١٦)، ٥٨ و ٥٩. [٢] دسّ به معناى مخفى كردن. مجمع البيان، ج ٥ و ٦، ص ٥٦٥. [٣] شورى (٤٢)، ٤٩ و ٥٠.