زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣ - مقدمه نگارنده
است.[١] حقيقت والايى كه در جاىجاى احاديث فريقين ديده مىشود و در كنار هزاران دليل بر حقانيّت آن امام همام، عنايات ويژه آن گل سرسبد هستى(صلى الله عليه وآله) به ايشان، بسيار شايسته و بايسته دقت نظر است.
آنگاه كه امام(عليه السلام) براى بستن راه هرگونه شبههافكنى و شيطنت به روى ياوهسرايانى كه سنديّت كلام پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)پيش از بعثت را مورد ترديد قرار مىدهند، از ارتباط حضرت با فرشتگان خدا، در دوران طفوليت و پيش از بعثت سخن گفتند. سپس از همراهى خودشان با آن رسول مكرّم(صلى الله عليه وآله) در غار حرا، و نيز سالها نماز جماعت سه نفرى (به اتفاق حضرت خديجه كبرا(عليها السلام)) ياد فرمودند.
با اشاره به شجاعتهاى بىمانند و غير قابل انكار خود در صحنههاى حسّاسِ جنگهاى مختلف، بىمايگى گفتار فرومايگانى را آشكار نمودند كه در لياقت فرماندهى آن شير خدا وسوسه مىكردند.
اميرالمؤمنين(عليه السلام) در اواخر اين خطبه روشنگر، به بيان خاطرهاى آموزنده از گفتوگوى رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) با نابخردانى مىپردازند كه بهانهجويى آنان در مورد گواهى دادن درخت به رسالت، يادآور بهانههايى است كه بنىاسرائيل را شهره آفاق كرده است. اينان نيز پس از عملى شدن خواستههايشان و حتى آمدن نيمهاى از درخت به سوى رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)و گواهى به رسالت آن سروَر، آن را سحر و جادو دانسته و وجود مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام)را هم كه تنها تصديقكننده بودند، به باد استهزا گرفتند.
[١] اميرالمؤمنين(عليه السلام) هفتاد ويژگى براى خود شمردند كه هيچ يك از صحابه در آن شركت ندارند، و از آن جمله همراهى با رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، و وداع جانسوزشان در مضجع مطهر. شيخ صدوق، خصال، باب السبعين و ما فوقه.