زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - هشدار
آه سوزان اولين مظلوم عالم همين است كه شما از فرمان حجت خدا سر بر تافته و با روى آوردن به فرهنگ و آداب و رسومِ عصرِ نابخردى و جهل، دژِ سخت بنيانِ «الفت و صميميت اجتماعِ» خود را كه موهبتى الاهى بوده؛ دچار ضعف و سستى كردهايد. در اين شرايط نگهبانىِ ديدهبانان و زير نظر داشتن درهاى ورودى، همچون پوسته ميوهاى است كه از درون تهى است و فقط ظاهرى عوامفريب از آن باقى مانده. دم زدنِ شما از دين، و تظاهرتان به دينگرايى نيز، با توجه به فقدان محور ياد شده، سخنى بىمغز و ادعايى بىمحتوا خواهد بود.
اين صراحت لهجه برگرفته از كلام خداى تعالى[١] در بخشهاى
[١] اين حقيقت در آيات فراوانى از قرآن كريم مشهود است؛ مثلا در آيه تبليغ (مائده، ٦٧) خداوند براى تأكيد در مورد رساندن پيام ولايت حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) در اواخر دوران ٢٣ ساله پيامبرى پيغمبراكرم(صلى الله عليه وآله)، همه رنج و زحمت طولانى حضرت را در گرو ابلاغ اين پيام دانسته و فرمود: «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه». خاتم پيامبران(صلى الله عليه وآله) به بهترين وجه انجام وظيفه مىكرد؛ ولى از باب متوجه ساختن همگان به اهميت امر ولايت، اينگونه با صراحت سخن به ميان آمد؛ چنان كه چنين نكته لطيفى در مورد يكتاپرستى، در آياتى مثل ٦٥ زمر ديده مىشود «وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِين». به موارد فراوان ديگر مىتوان اشاره كرد؛ ولى از توجه به يك نكته زيبا از مقايسه اين دو آيه كريمه، نبايد غفلت كرد، و آن اينكه شرك، سبب نابودى اعمال گذشته است، نرساندن پيام ولايت نيز زحمات گذشته را بر باد مىدهد. و از آنجا كه برترين معصوم نظام خلقت(صلى الله عليه وآله) هرگز چنين نخواهند كرد، براى همه امّت در يك جهت بودن توحيد و ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) ثابت مىشود.
به عبارت ديگر، سخن در «توحيد» خلاصه مىگردد، و گردن ننهادن به ولايت و فرمانفرمايى حجت خدا، نپذيرفتن ولايت خدا و منافى با توحيد است. چنان كه از مولايمان حضرت ابوالحسن الرضا(عليه السلام) در حديث معروف و زيباى سلسلة الذهب از خداى متعال نقل شده است: «لا إلهَ إلاَّ اللهُ حِصْني، فَمَنْ دَخَلَ حِصْني أمِنَ (مِنْ) عَذابي؛ كلمه توحيد (لا اله الا الله) دژ و قلعه (مستحكم) من است؛ پس هركه در قلعه من وارد شود از عذاب من ايمن است.» آنگاه افزودند: «بِشُرُوطِها وَ أَنَا مِنْ شُروطِه؛ (منتها) با شرايط آن، و (از جمله) من از آن شرايط هستم.» يعنى ادعاى پذيرش خداى يگانه و سر باز زدن از سخن حجت او، دروغى بيش نيست؛ بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١٢٣، از امالى شيخ طوسى، ج ٣، ص ٧، از ثواب الاعمال، معانى الاخبار، عيون و التوحيد مرحوم شيخ صدوق.