زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - مقدمه نگارنده
رهگذر بر اين كمترين عايد شد، ملموستر شدن اين نكته ظريف بود كه «رفع هجران از كتاب خدا، بدون توجه به آنچه خود پروردگار متعال عِدل قرآنش معرفى فرموده، ميسور نيست»،[١] و روى آوردن به قرآن كريم و كمتوجهى به مجامع گرانسنگ حديثى همچون نهجالبلاغه، حركت در مسيرى است غير آنچه خداى تعالى ترسيم آن را به پيامبر عزيزش(صلى الله عليه وآله)سپرده است. و به حق بايد گفت: اين جمله مولايمان اميرالمؤمنين(عليه السلام) در مورد قرآن مجيد، بر اساس اعتقاد راستين به توأم بودن هر دو ثقل، بر كتاب پرارج «نهجالبلاغه» نيز صادق است كه:
«ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لاَ تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لاَ تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لاَ تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلاَّ بِهِ؛[٢] ظاهر آن زيبا و دلپذير، باطن آن ژرف و پربار است، شگفتىهاى آن پايانناپذير، نوآورىهاى بُهتآفرين آن تمامناشدنى است و تاريكىها(ى گمراهى و نابخردى) فقط به وسيله آن زدوده خواهد شد».
با اعتذار از پيشگاه باعظمت امير عالَم حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) بايد اعتراف كنيم كه حتّى همين بِضاعتِ مُزْجات، چيزى جز الطاف آخرين وصىّ معصومتان، حضرت بقية الله الاعظم ـ عجل الله تعالى فرجه الشريفـ نيست چراكه:
هرگز از زحمت خود نيست، اگر چيزى هست *** هرچه دارم همه از لطف تو جانان دارم
[١] امام(عليه السلام) در مواردى فراوان همچون خطبه پربار «وسيله» بر اين حقيقت والا تأكيد فرموده، و «خود» را «قرآنى» كه مورد بىمهرى قرار گرفته (فرقان، ٣٠) دانستهاند:
«...فَأَنَا الذِّكْرُ الَّذِي عَنْهُ ضَلَّ وَالسَّبِيلُ الَّذِي عَنْهُ مَالَ وَالاِْيمَانُ الَّذِي بِهِ كَفَرَ وَالْقُرْآنُ الَّذِي إِيَّاهُ هَجَرَ...». روضه كافى، ج ٨، ص ٢٨، حديث ٤.
[٢] خطبه ١٨؛ بحارالانوار، ج ٢، ص ٢٨٤، حديث ١ (از نهجالبلاغه و احتجاج) و مشابه آن در: ج ٩٢، ص ١٧، حديث ١٦، (از تفسير عياشى).