زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - ترسيم فقر عميق فرهنگى آنان
و به دست آنان از سرزمينهاى خرّم و پرحاصلى كه ساكن بودند، به مناطقى بىارزش رانده شدند. آنان پس از برخوردارى از نعمتهاى متنوع خداى تعالى، به تنگناهاى جانكاه اقتصادى مبتلا شدند و هيچ گونه دعوتى نمىيافتند تا به آن پناهنده شده و از آن وضعيت نجات يابند.
طبعاً پرهيز از چنين سرنوشت شومى، با دورى كردن از تفرقه به دست مىآيد و براى جلوگيرى از اختلاف، بايد از تكبر فاصله گرفت.
ترسيم فقر عميق فرهنگى آنان
فَالاَْحْوَالُ مُضْطَرِبَةٌ وَالاَْيْدِي مُخْتَلِفَةٌ وَالْكَثْرَةُ مُتَفَرِّقَةٌ فِي بَلاَءِ أَزْل[١]وَأَطْبَاقِ جَهْل مِنْ بَنَات مَوْءُودَة[٢] وَأَصْنَام مَعْبُودَة وَأَرْحَام مَقْطُوعَة وَغَارَات مَشْنُونَة[٣]؛ حالاتشان آشفته، و دستها ناهماهنگ (و بدور از همكارى) و جمعيت زيادشان پراكنده (بود، و) در رنج و دشوارى سخت و لايههاى ضخيم نادانى مانند زنده به گور كردن دختران، پرستش بتها و قطع رحم و دورى نمودن از خويشاوندان و غارتگرى از هر سو، بسر مىبردند.
[١] اَزْل، به معناى شدت و تنگى است. در مجمع البحرين است: «في الدعاء: «اللّهمَّ اصْرِفْ عَنِّي الاْزل» هو بالسكون: الشدة والضيق». ج ٥، ص ٣٠٥. [٢] دختر زنده به گور شده (تكوير: ٨)، «وَإِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ». [٣] غارتگرىهايى كه از هر سو روى دهد. در العين آمده است: «الإشْنانُ في الْغارَةِ، يُقالُ: أشِنُوا الْخَيْلَ أيْ بَثُّوها»، ج ٦، ص ٢٢٠.