زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩ - مقدمه نگارنده
مىشناختند[١] و اين ادعاى صدق كه «تا قيامت هرچه مىخواهيد بپرسيد»[٢] بر اندامِ موزونشان راست مىآيد.
اينك اى امير خداباوران و اى ترازوى اعمال،[٣] گوش جان به كلام خالق مهربان سپرده و روح و روان خود را در معرض نسيم رحمت الاهى قرار مىدهيم كه فرمود:
إِنَّ للهِِ في أَيّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَات، أَلا فَتَرصَّدُوا لَهَا؛[٤] همانا در روزگار زندگىتان نسيمهايى هست؛ هان، چشم به راه و در انتظار آن باشيد.
و فرمان مطاع حضرتتان را انشاءالله در تمام دورانمان نصبالعين قرار مىدهيم، كه:
بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَكُونَ غُصَّةً؛[٥] از فرصت استفاده كن، پيش از آنكه (با هدر دادن آن) به غم و اندوه تبديل شود.و لا كُلُّ فُرْصَة تُصابُ؛[٦] فرصتِ از دست رفته، قابل دستيابىمجدد نيست.
چه اغتنام فرصتى بهتر از خوشهچينى از رهنمودهاى رهگشاى شما، و چه نسيم رحمتى جانبخشتر و دلنشينتر از آواى پرمحبت و دلپذير شما آن جانشينِ راستينِ حضرت «رحمة للعالمين(صلى الله عليه وآله)[٧]»؟
[١] همان. [٢] خطبه ٩٢ مرحوم فيضالاسلام (٩٣ مرحوم دشتى). [٣] بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٢٨٧ و ٣٣٠. [٤] بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١٦٨، (حديث قُدسى). موارد مشابه: ج ٧١، ص ٢٢١؛ ج ٨٣، ص ٣٥٢؛ ج ٨٧، ص ٢٦٧؛ ج ٩٠، ص ٩٥. [٥] اواخر نامه بسيار ارزشمند ٣١ نهجالبلاغه. [٦] همان. [٧] انبياء (٢١)، ١٠٧.