زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - ريشه روانى تعصب
در حقيقت نعمت بسيار پرارج «حب ذات» را خداوند حكيم براى برانگيختن انسان به سوى كسب مدارج كمال در نهاد پاك او به وديعت نهاده و زمينه بسيار مساعدى براى حركت انسان به سوى رشد و تقرّب است؛ ولى او از اين نعمت سوء استفاده كرده و آن را به خاستگاه صفت زشت «خودبرتربينى» تبديل كرده است.[١] اين انسان ظلوم جهول[٢] به جاى بهرهورى از اين نعمت بىبديل حقتعالى كه انسان را به مقابله با خطرها وامىدارد و سپر محكمى براى دفع تهديدهاى گوناگون جهان خارج است، آن را به حربهاى برّان تبديل، و به دشمن سوگند خورده خود تقديم مىكند. او در اين زمين حاصلخيز عوض كشت زيباترين گلها، به غرس درخت نامبارك «تكبر و غرور» و آن گاه پرورش و آبيارى آن مىپردازد و به راستى مشمول آيات فراوان كفران نعمت شد و از استمرار فيض الاهى خود را بىنصيب مىكند.[٣]
بنابراين اگر تعصب به معناى جانبدارى و حمايت جدّى از حق و ارزشهاى پربهاى دينى باشد، و انسان با رهنمود فطرى «حب ذات»، بر حفظ چنين آرمانهايى خداپسندانه پاى فشارد، در حقيقت موفق به شكر عملىِ اين نعمت بىبديل الاهى شده و از شهد آثار آن شيرينكام
[١] و اين از مصداقهاى بارز آيه شريفه ذيل است، و بايد از تهديد سهمگين خداى تعالى به خود او پناه برد: «سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَة بَيِّنَة وَمَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعِقابِ». بقره (٢)، ٢١١. [٢] «إِنّا عَرَضْنَا الأَْمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأَْرْضِ وَالْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الإِْنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا». احزاب (٣٣)، ٧٢. [٣] «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَبِئْسَ الْقَرار». ابراهيم (١٤)، ٢٨ و ٢٩؛ ابراهيم (١٤)، ٧ و....