زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - آزمون مستكبران و مستضعفان به وسيله يكديگر
مَعَ قَنَاعَة تَمْلاَُ الْقُلُوبَ وَالْعُيُونَ غِنًى، وَخَصَاصَة تَمْلاَُ الاَْبْصَارَ وَالاَْسْمَاعَ أَذًى؛ آنچنان روح قناعت و عزت نفسى داشتند كه هر كه مىديد و مىشنيد، خيره مىگشت.
حتّى شدت گرفتارىهاشان به حدّى بود كه انسان تحمّل ديدن و شنيدن آن را ندارد و چشم و گوش انسان از اطلاع بر چنين وقايعى آزرده مىشود. با اين همه لب به شكايت نمىگشودند و همواره سپاسگذار خداوند بودند. ايشان با عمل خويش اين حقيقت را اثبات كردند كه ملاك مقام نزد خداوند و معيار رضايت او، قدرت و مكنت مادى نيست، و ضعف ظاهرى در امور مالى و روبهرو بودن با مشكلات فراوان زندگى، دليل بر سخط و غضب الاهى نخواهد بود.
وَلَوْ كَانَتِ الاَْنْبِيَاءُ أَهْلَ قُوَّة لاَ تُرَامُ[١] وَعِزَّة لاَ تُضَامُ[٢] وَمُلْك تُمَدُّ نَحْوَهُ
[١] «رُمت الشى ارومُه... طلبته» (مصباح المنير، ص ٢٤٦). بنابراين «لا تُرام» به معناى اين است كه عظمت آن در حدى است كه كسى در خود يارايى چنين خواستهاى را نمىبيند. [٢] ضَيْم: مظلوم و مغلوب شدن. در لغت آمده است: «وَهُوَ كَالْقَهْرِ وَالاِْضْطِهادِ» (مقاييس اللغه، ج ٣، ص ٣٨٣). اين ترادُف را در زيارت جانسوز حضرت زهرا(عليها السلام)به نقل از مرحوم شيخ طوسى اين گونه مىبينيم:
«...السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ...». تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ١٠ نيز: بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ١٩٥.