زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٧ - آزمون مستكبران و مستضعفان به وسيله يكديگر
الذِّهْبَانِ[١] وَمَعَادِنَ الْعِقْيَانِ[٢] وَمَغَارِسَ الْجِنَانِ[٣] وَأَنْ يَحْشُرَ مَعَهُمْ طُيُورَ السَّمَاءِ وَوُحُوشَ الاَْرَضِينَ لَفَعَلَ، وَلَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلاَءُ وَبَطَلَ الْجَزَاءُ وَاضْمَحَلَّتِ الاَْنْبَاءُ، وَلَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِينَ أُجُورُ الْمُبْتَلَيْنَ وَلاَ اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِينَ وَلاَ لَزِمَتِ الاَْسْمَاءُ مَعَانِيَهَ؛ و اگر خداوند هنگام فرستادن پيامبرانش، اراده مىفرمود گنجهاى طلا، و كانهاى زر ناب و باغهاى پردرخت در اختيارشان قرار دهد، و پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را با ايشان همراه سازد، مىتوانست انجام دهد؛ ولى در اين صورت آزمايش بىمعنا مىگشت، پاداش جا نداشت، و خبرى از عالم قيامت باقى نمىماند، و كسانى كه قابليت دريافت اجر و مزد داشتند، به اجر و پاداش نمىرسيدند، و اهل ايمان پاداش نيكوكارىشان [را] دريافت نمىنمودند و نامها با معانى مطابقت نمىنمود (مؤمن و كافر مصداق نمىيافت).
آرى، هدف خلقت، آزمايش است؛ چنان كه خداوند خود فرموده است:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ و َالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً.[٤]
به همين دليل اگر خداوند چنين مىكرد، راه امتحان بسته و نقض غرض مىشد؛ بنابراين آزمايش به عمل آمد تا معلوم شود چه كسى به خدا ايمان دارد و چه كسى هدفى جز دنيا در سر نمىپروراند، و بساط كيفر و پاداش گسترده باشد و عنوانهايى چون ايمان و كفر اختيارى مصداق خارجى پيدا كند.
[١] ذُهبان، همچون اَذهاب، جمع ذهب به معناى طلاست (ر.ك: مصباح المنير، ص ٢١٠). در بعضى نسخهها، به كسر ذال ديده مىشود و در بعضى به ضمّ، مرحوم علامه مجلسى هم هر دو را ثبت كردهاند. بحارالانوار، ج ١٤، ص ٤٧٩. [٢] طلاى خالص. بحارالانوار، ج ١٤، ص ٤٧٩، (در توضيحِ همين خطبه). [٣] جمع مغرس، محل كاشتن و غرس درختان. [٤] ملك (٦٧)، ٢.