حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
همین مقدار که به بحث ما مربوط است ناگزیر بیان میکنیم تا انشاءالله در بحث های آینده مفصلا بحث شود . این امر مسلم است که ما یک چیزی به نام زمان را احساس میکنیم بدون اینکه به هیچ یک از حواس ما مربوط باشد . کسی که فاقد حس بینایی یا شنوایی و یا سایر حواس است ، او نیز احساس زمان برایش زنده و موجود است بدون اینکه بتوان پرسید زمان را به چه وسیله درک کردی ؟ به همین جهت این بحث طرح شده که آیا زمان در خارج وجود دارد یا حالتی است که ذهن ما به اشیاء و امور نسبت میدهد . از بهترین کسانی که در دوران معاصر این بحث را طرح و از جنبه ذهنیت زمان دفاع و در صدد اثبات آن برآمده ، کانت فیلسوف شهر آلمانی است . شیخ با این دسته متفکرین مقابله کرده و میگوید زمان وجود واقعی خارجی دارد و اشتباه دیگران را هم که غیر از اینرا میگویند بیان کرده است . بدین صورت که به گمان اینها هر چه که وجود دارد باید در " آن " وجود داشته باشد مثلا وقتی می گوئیم زمان وجود دارد ، زمان چیست ؟ دیروز ، امروز فردا . آیا دیروز الان وجود دارد ، فردا وجود دارد خیر پس زمان که مجموعه این دیروزها و فرداهاست کلا امری است معدوم . حال آنکه هر چیزی یک نحوه خاص از وجود را داراست و نحوه وجود سایر چیزها را دارا نیست . ما که میگوئیم زمان وجود دارد مقصودمان نحوه خاص وجود در " آن " نیست ، مثل وجودی که فرضا به خورشید نسبت میدهیم که خورشید وجود دارد یعنی همین الان یا فردا یا در هر آن که بگوئیم وجود دارد ، درست باشد . چه خورشید وجود قار دارد ولی ما در مورد زمان میگوئیم وجود دارد مطلقا ، یعنی مطلق وجود را برایش اثبات میکنیم نه یک نحوه خاص از وجود که با فقدان آن معدوم باشد . قبلا بیان کردیم که در مورد همه چیز همین طور است . عرض هم وجود لافی الموضوع ندارد و جوهر هم وجود فی الموضوع ندارد و واجب هم وجود خاص امکانی ندارد . شیخ میگوید کسانی که درباره معدوم بودن زمان بحث کرده اند نحوه