حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
اگر حرکت عین غیریت است این حرف به بداهت غلط است زیرا باید دو چیز متباین به علت تباین با یکدیگر ، متحرک باشند ، که توجیه آخوند را بیان کردیم دایر بر اینکه خیر مقصود صرف حصول غیریت نیست و منظور انطباق حالات مختلف شیء با آنات مختلف مفروض در زمان است . در ایراد دیگری شیخ میگوید اصولا در اینجا اشتباهی رخ داده ، حرکت مفید و مستلزم غیریت است نه اینکه بگوئیم عین غیریت است ، به سبب حرکت غیریت حاصل میشود . الحرکه یوجب الغیریه و یفیدا لغیریه ، اینکه درست نیست که اگر شیئی مفید شیء ثانی شد بگوئیم مفاد عین مفید است . آخوند باز هم به این ایراد پاسخ میگوید که خیر حرف شیخ درست نیست که حرکت مفید غیریت است . حرکت به حیثیتی عین غیریت است . حرکت با غیریت دو مفهومند که یک مصداق دارند . در جائی که حرکت مشاهده میشود دو چیز یکی به عنوان اثر حرکت و دیگری به عنوان اثر غیریت وجود ندارد بلکه فقط خروج شیء است از قوه به فعلیت و از حالتی به حالتی نه چیز دیگری که سبب خروج از حالتی به حالت دیگر میشود . بدینترتیب حرکت به سبب خروج شیء از قوه به فعل نبوده بلکه نفس خروج شیء از حالی به حالی را حرکت میگوئیم یعنی حرکت مساوی است با غیر بودن حالی با حال دیگر ، غیریت حالی با حال دیگر و خروج از حالی با حال دیگر گر چه دو مفهوم متفاوتاند ولی حاکی از یک مصداق میباشند . بنابر این ایراد شیخ وارد نیست . سپس به نقل از شیخ به بررسی آراء و نظریاتی میپردازد که میگویند حرکت عبارت است از طبیعت نامحدود . شیخ در مقام ایراد میگوید این حرف معنی ندارد . پس خود نامحدودیت هم باید حرکت باشد ، زمان را هم که لانهایت میدانیم حرکت است ، در حالی که زمان مقدار حرکت است . آخوند در اینجا هم دست به یک توجیه و تاویل میزند که به قول حاجی حتی به تاویل کلمه میکشد یعنی چون کلمه طبیعت در فلسفه دارای معانی متعدد و گوناگون است لذا