الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٩٥ - دعاى دوازدهم از دعاهاى امام عليه السلام است در اقرار بگناه و درخواست(توفيق براى) توبه و بازگشت(از معصيت) به سوى(طاعت) خداى تعالى
چگونگى اعتراف و درخواست آمرزش گناهان را ياد مردم دهند، و يا آنكه بزبان امّت و شيعيان سخن ميگفتند، پس اعتراف ايشان بگناه اعتراف بگناه امّت و شيعيان است، و يا اينكه انبياء و ائمّه «عليهم السّلام» هميشه بياد خدا بوده بعالم ارواح توجّه داشتند پس هرگاه براى خوردن و آشاميدن و آنچه كه مباح است از آن مرتبه باين عالم روميآوردند از آن استغفار مينمودند)-] [٣ و ميدارد مرا بدرخواست از تو تفضّل تو (تفضّل احسان بديگرى است بدون حقّى كه احسان جزاى آن باشد) بكسيكه رو بتو آورد و با گمان نيك بسويت آيد، زيرا همه احسانهاى تو از روى تفضّل ميباشد، و همه نعمتهايت ابتدايى است (نه آنكه جزاى حقّى باشد، و اين منافات ندارد با اينكه عمل و كردار نيك سبب دخول بهشت گردد، چنانكه خداى تعالى «س ١٦ ى ٣٢» فرمايد: ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «بسبب اعمال نيكى كه بجا آورديد ببهشت در آئيد» زيرا عمل نيكوى موجب پاداش متوقّف بر وجود و هستى و قدرت و توفيق و سائر اسباب است و همه آنها تفضّل و احسان خداوند است بى آنكه جزاى كردارى باشد)-] [٤ پس اينك، خداى من، اين منم بدرگاه گرامى تو همچون فرمانبردار خوار ايستاده، و با شرمندگيم مانند محتاج عيالمند از تو درخواست مينمايم-] [٥ اعتراف دارم كه هنگام احسانت جز خود دارى از معصيت تو فرمان نبردهام و در همه احوال بى احسان از تو نبودم-]