الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٣٧٣ - دعاى چهل و نهم از دعاهاى امام عليه السلام است در(درخواست) دور ساختن مكر و فريب دشمنان
[٣ و دستاويزم بسويت توحيد و يگانه دانستن تو است، و وسيلهام آنست كه چيزى را با تو شريك و انباز نگردانيدهام، و با تو خدائى فرا نگرفتهام (اعتقاد و باور ندارم كه خدائى با تو باشد) و با جانم (از روى دل از عذاب و كيفرت) بسوى (رحمت) تو گريختهام، و گريزگاه بد كار و پناهگاه كسيكه بهرهاش را تباه كرده و پناهنده گشته بسوى تو است-] [٤ پس چه بسا دشمنى كه بر من شمشيرش را از روى دشمنى از غلاف و نيام بيرون آورد، و دم كارد بزرگ خود را براى من تيز نمود، و طرف تيزى آن را برايم نازك گردانيد، و زهرهاى كشندهاش را براى من با آب درهم كرد، و مرا آماج تيرهايش كه از هدف و نشانه نميگذرد قرار داد، و چشم حراست و پاسبانيش از من نخفت، و در دل گذراند كه شر و بدى بمن برساند، و از آب بسيار تلخ، تلخى آن شر و بدى كه نميشود آشاميد آبم دهد (خواست زيانى بمن وارد سازد كه بر اثر آن نابودم گرداند)-] [٥ پس تو- اى خداى من- ناتوانيم را از زير بار رفتن رنجهاى گران، و از انتقام كشيدن از كسيكه در جنگيدنش قصد من كرده، و تنهائيم را در برابر بسيارى عدد و شماره (لشگر) كسيكه با من دشمنى نموده، و براى گرفتار ساختنم در آنچه فكر ننموده و از آن غافل ماندهام در كمين نشسته، ديدى-]