توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
" « الذی علم بالقلم ، علم الانسان ما لم یعلم »" [١] .
هدایت خاص انسان را که موضوع علم و سواد و خواندن و نوشتن باشد
جداگانه ذکر کرده است . ممکن است کسی بگوید که هدایت یک امر جدا از
برهان نظم نیست ، چون هدایت مربوط به کار اشیاء است ، کسی بگوید نوع
کاری که اشیاء انجام میدهند لازمه جبری ساختمان اشیاء است ، یعنی مثل این
است که ما درباره اتومبیل در دو قسمت نباید بحث کنیم : یکی اینکه
بگوییم این اتومبیل یک ساختمان و سازمان منظمی دارد ، دیگر اینکه کارش
را چه جور انجام میدهد ، کارش یک چیز علیحدهای نیست . این سازمان اگر
اینجور منظم شد ، لازمه قهری و جبریاش همین کاری است که اتومبیل انجام
میدهد ، یک چیز علیحدهای نیست . اما نه ، ما این را میخواهیم بیان کنیم
که [ هدایت ] زائد بر این است . اصل هدایت نشان میدهد که طرز کار
اشیاء نتیجه جبری ساختمان مادی آنها نیست ، باز یک جاذبه و یک کششی
وجود دارد که همان جاذبه و کشش است که اشیاء را در مسیری که میروند
هدایت میکند ، که توضیح این را ما باید بگذاریم برای جلسه دیگر .
جبر علیت
یک مطلب دیگری ما اینجا اشاره کنیم و عرایض خودمان را امروز ختم کنیم و آن این است : یک جملهای را مکرر شنیدهاید میگویند " جبر علیت " . آیا این درست است یا درست نیست ؟ جبر یعنی ضرورت ، یعنی اجتناب ناپذیری ، یعنی اینکه خلافش محال باشد . آیا این حرف در عالم درست است یا نه ؟ چنین قوانینی بر عالم حکومت میکند یا نه ؟ این را ما باید برای شما عرض کنیم که به یک مفهوم ما قبول داریم ، به مفهوم دیگر نه . معمولا کسانی که میگویند جبر علیت ، چون علیت را منحصر میکنند به علت فاعلی ، اینجور میگویند : همین علتهای فاعلی که در دنیا هست کافی است برای آنچه که در عالم واقع میشود ، نتیجه جبری این علتها وقوع این معلولهاست . اگر این را بخواهند بگویند ، ما این را قبول نداریم . یک وقت است مقصود از جبر در علیت این است که علیت را تعمیم میدهند به علت فاعلی و علت[١] علق / ١ - [٥]