توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
کار پاکیاش را ، یعنی نفس بشر که خلق شده است ، این الهام هم به او
داده شده ، زشت را خودش میفهمد ، پاکی و تقوا را هم میفهمد ، این دیگر
دلیل نمیخواهد ، تجربه نمیخواهد ، معلم هم نمیخواهد ، بدون معلم و بدون
تجربه این را میفهمد .
الان یک حدیثی یادم آمد که چون حدیث خیلی خوبی است ، برایتان عرض
میکنم . در ذیل آیه " « و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی »" [١] که از عوام و امیون یهود انتقاد شده است ، یک کسی از امام صادق (
علیهالسلام ) سؤال کرد که آخر اینها چه تقصیری دارند ؟ اینها عوامند ، هر
تقصیری که هست ، به گردن علمای آنهاست . چرا قرآن حتی عوامالناس آنها
را هم مورد عتاب قرار میدهد ؟ یک حدیث خیلی مفصلی است که در یک
سخنرانی که در انجمن ماهانه دینی تحت عنوان " اجتهاد در اسلام " کردم
هست و در بحثی درباره مرجعیت هم عین همان تکرار شده است ، من حدیث را
مفصل در آنجا نقل کردم ، باز هم همه حدیث نیست ، امام بعد از آنکه شرح
مفصلی در آنجا میدهد که تقلید و تبعیت مردم عوام از علما دو نوع است :
یک نوع ، نوع لازمی است و یک نوع نوعی است که جایز نیست ، میفرماید :
بله ، عوام هم مقصرند . چرا عوام مقصرند ؟ فرمود : برای اینکه عوام
میدیدند که این علما به آنچه خودشان میگویند عمل نمیکنند : " « و اخذهم
الربوا " [٢] ، " و اکلهم السحت »" [٣] میدیدند خودشان از یک
طرف میگویند در کتاب آسمانی ربا حرام است ، اما میخورند ، رشوه حرام
است ، ولی میخورند . بعد فرمود : " « و قد اضطروا بمعارف قلوبهم » . .
" . مضمونش این است که اضطرارا همه افراد بشر روی معرفتی که در قلبشان
قرار داده شده ، این را میفهمند که اگر یک آدمی به کار خوبی دعوت کرد و
خودش عمل نکرد ، نباید از او پیروی کرد . تقصیر عوام اینجاست که از آن
الهام الهی خودش پیروی نمیکند ، از آن قضاوت اولی وجدانی خودش پیروی
نمیکند . همه چیز را که نباید در مدرسه به آدم یاد داده باشند . همه چیز
را که نباید آدم اول یک بار تجربه کرده باشد بعد آموخته باشد ، که
بگویید باید یک دور تجربه کند ، بعد بیاموزد . نه ، همین خودش کافی
است ، همینکه شما دیدید عالم و رهبر به یک چیز دعوت میکند ولی خودش
برخلاف آن عمل
[١] بقره / . ٧٨ [٢] نساء / . ١٦١ [٣] مائده / . ٦٣