توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
آن قوانینی است که در یک زمان خیلی پیشتر از آن وضع شده . حالا ما اگر در طبیعت یک قدری کلیتر نگاه کنیم به همان قوانین منظمی برمیخوریم که موجودی را قابل بقا میکند . یک موجود دیگر را محکوم به نیستی میکند . من اینجا نمیخواهم درباره این قوانین از نظر علمی بحث کنم ولی برای بشر خیلی خودخواهی است که خودش را ذی شعور بداند و تعیین کننده این قوانین را بدون شعور بداند ، این ناشی از خودخواهی صرف است ، یعنی بشر فکر کند خودش که یک مصنوع مخلوق است شعور دارد ولی هیچ چیز دیگر شعور ندارد . استاد : بیان ایشان دو سه قسمت بود . یک قسمت راجع به اینکه ممکن است کسی بگوید در کنار این نظامی که شما نشان میدهید که از تدبیر حکایت میکند ، یک بینظامیهایی هم در عالم هست ، نقصهایی هم در عالم هست . بنابراین ، این به آن در . اگر یک نظامهایی هست ، یک بینظمیهایی هم در کار عالم وجود دارد که اینها را هم ما اگر میل داشته باشید به صورت اشکالات بعدا طرح میکنیم . مطلب دیگری بود که ایشان اشاره کردند ، ما بعد در نظر داریم مفصلا عرض کنیم . فرضیه داروین را که در دنیا پیدا شد ضربه بزرگی بر استدلال نظام خلقت تلقی کردند ، گفتند که با همین قوانین انتخاب طبیعی داروین ( که موجودات مخصوصا ذیحیاتها از ناقص و کوچک شروع کردند ، بعد آمدند جلو ) و آن چهار اصلی که او ذکر کرده که هر چهار تا ناشی از علت فاعلی است ، هیچ کدام با علت غایی ارتباط ندارد میشود نظام موجودات زنده را توجیه کرد بدون اینکه به فرض تدبیر احتیاجی باشد ، برای اینکه همان موضوع انتخاب اصلح میگوید فرض کنید صدها هزار از یک موجود پیدا میشود ، آنهایی که وجودشان متناسب با بقا نیست از میان میروند ، تصادفا آن یکی که در میان هزارتا ، ده هزارتا ، صدهزارتا وجودش متناسب با بقاست ، باقی میماند ، بعد هم به حکم قانون وراثت با همان خاصیتش به نسل بعد منتقل میشود . نسل بعد باز صدها هزار ، میلیونها پیدا میشوند . باز آنهایی که متناسب نیستند از میان میروند ، انتخاب اصلح ، انتخاب طبیعی صورت میگیرد بدون اینکه شعوری در کار باشد . نتیجهاش این است که نظام به وجود میآید بدون شعور که این البته حرفی است ، حرف مهمی هم هست . بحث میکنیم که خیر این جور نیست ، کافی نیست . نه اینکه بخواهیم بحث کنیم که آیا حرف داروین درست است یا درست نیست ، بحث این است که قوانین تکاملی که داروین بیان کرده است مؤید برهان علت