توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥
تمام موجوداتی که در این عالم هست ، مرتبهشان مقوم خودشان است . ما در عالم توهم میگوییم که اگر سعدی در زمان ما بود ، اگر ما در زمان سعدی بودیم ، اگر من به جای سعدی بودم ، از آن پدر و مادر شیرازی متولد شده بودم ، در شهر شیراز بودم ، در قرن هفتم هجری بودم . اگر تمام آن خصوصیات را بگویی که اگر من به جای او بودم . . . ، آن وقت اصلا تو نیستی ، او هموست ، او همان است که هست . این یک توهم غلط اندازی است که به اصطلاح فلسفی میگویند فکر اصالت ماهوی که فکر عامیانه است در ذهن انسان میآورد ، ماهیت را از وجود تفکیک میکند و بعد این ماهیت را اینجا و آنجا میبرد . خیال میکند این یک امر واقعی است ، نمیداند که اصلا این هستی که در عوالم ماقبل طبیعت و عالم طبیعت پهن شده است ، در خود طبیعت هم که پهن شده است ( چه پهنی زمانی ، چه پهنی مکانی ) هر کدام در هر جا که هستند ، آن جایش ، با هستیاش یکی است ، از جایش بخواهد جدا شود ، اصلا خودش خودش نیست . این نحوه از هستی آمیخته به نیستی ، برای موجودات عالم طبیعت ، مقوم ذاتشان است . اینکه در این دنیا پیری و جوانی با همدیگر باشد ، اینکه از همان حالت اول مثلا از همان ذره اول که مبدأ نطفه میشود حرکت کند ، بعد به صورت بچه دربیاید ، بعد به صورت یک آدم جوان دربیاید ، بعد به صورت یک آدم پیر دربیاید و بعد هم تحول دیگری از این دنیا به دنیای دیگر پیدا کند ، همه از لوازم آن است . این هم مرحله دیگر که حالا اگر از این مرحله فارغ شدیم ، بعد در مرحله سوم راجع به این بحث میکنیم که اصلا در این دنیا این بدیهایی هم که میگویید ، چنین نیست که فقط آنها را به شکل " بدی " قبول کنیم و بگوییم بدی هستند اما از این بدیها چارهای نبود . نه ، غیر از این که چارهای نبود ، همین بدیها منشأ خوبیهای این عالمند ، باز به یک معنا علتند از برای خوبیهای این عالم ، به شکلی که در جلسه آینده انشاءالله بحث میکنیم . - اینکه میگویند شرور ، عدم امتداد هستی است یا سایه عدم نور است ، البته سایه عدم نور هست ولی شرور را نمیشود به آن تشبیه کرد ، به این علت که یک بار عدد مثبت است ، یک بار صفر است که دیگر عدد نیست و یک بار منفی است . بنده یک بار