توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
میکند ، وجدان شما حکم میکند که از او نباید پیروی کنید . اگر از او
پیروی کنید ، در نزد خدا مقصر و مسؤل هستید ، آنجا امام به قضاوتهای اولی
وجدانی و به الهاماتی که هر کسی دارد استناد کرد .
قرآن کریم تعبیری دیگری دارد ، میفرماید : " « لا اقسم بیوم القیمة و لا
اقسم بالنفس اللوامة »" [١] بگو من قسم به روز قیامت نمیخورم ، نه
قسم به روز قیامت . این " نه قسم به روز قیامت " یعنی دیگر نزدیک
است که من قسم بخورم ، مثل اینکه بگوییم : نه به جان شما ، به جان خودم
. این " نه به جان شما " یعنی الان میخواهم قسم بخورم . حالا بعضیها هم
گفتهاند نه . مطلب اینجور نیست [ بلکه خداوند میفرماید ] قسم میخورم به
روز قیامت . حالا بحث ما در این زمینه نیست . نه قسم به روز قیامتو نه
قسم به نفس ملامتگر . قیامت و نفس ملامتگر پشت سر همدیگر ذکر شده است
. قیامت یومالحساب است ، روز محاکمه است ، روزی است که به خوبیها و
بدیها رسیدگی میشود ، ولی خدا و عالم بزرگ است که اعمال انسان را در
مقیاس خوب و بد میگذارد و خوب و بد را به انسان مینمایاند . نفس
ملامتگر نفسی است که خود انسان را ملامت میکند . خداوند یک قیامتی ، یک
میزانی ، یک ترازوی حسابی در وجدان و در دل و نفس خود انسان قرار داده
، به طوری که همان کسی که کار بد میکند ، بعد که خلوت میشود ، خودش
درباره آن کار بد میاندیشد ، خودش خودش را ملامت میکند ، یعنی خودش
یک میزان حسابی ، میزان محاکمهای تشکیل میدهد . این کسی که خودش را
ملامت میکند ، تا خودش نتواند درباره خودش قضاوت کند ، میتواند ملامت
کند ؟ نه ، خودش درباره خودش قضاوت میکند و درباره خودش حکم صادر
میکند ، خودش را محکوم میکند ، بعد از محکومیت است که ملامت میکند .
این قضاوت همان قضاوت وجدانی است .
خداوند در نفس انسان این حکم و قضاوت و الهام را آفریده است که همان
جنایتکار هم هر کارش بکنند ، آخر خودش میفهمد جنایت میکند و خودش را
ملامت میکند ، و تجارب نشان داده است که جنایتکارها آخر دچار بیماریهای
روانی ، روحی ، عصبی میشوند . علتش چیست ؟ علتش این است که جنایتکار
هر کار بکند ، آخرش نمیتواند وجدان خودش را از میان ببرد ، همیشه از
داخل وجدان هی ضربه میبیند ،
[١] قیامت / ١ و [٢]