توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١
خداوند انسان را به صورت خود [١] و ابتدا به ساکن نیافریده است و روی
آن اصل مورد حمله اهل کلیسا قرار میگیرد تا به حدی که او را مشرکی بینظیر
معرفی میکنند ، معهذا داروین چنانچه از نوشتههایش برمیآید به هیچ وجه
نفی صانع نمیکند ، بلکه فقط وجود هدفهایی را که متکی به پندارهایی
بیاساس درباره چگونگی تشکیل عالم جانداران است ، مثلا آنها را نمیپذیرد
. . . . در آغاز جهانگردی به کلیه نوشتههای کتاب مقدس ایمان کافی نشان
میدهد ولی در طی سفر از مشاهده تنوع عجیب جانوران و گیاهان و رابطه آنها
با یکدیگر و با محیط زندگی ، افکار جدیدی به او دست میدهد . مخصوصا وقتی
" انتخاب طبیعی " را در تحول جانوران و گیاهان مؤثر میبیند ، چنین به
نظرش میرسد که این عامل طبیعی در تولید انواع مختلف جانداران همان نقشی
را بازی میکند که معمولا به خدا نسبت میدهند . [٢] ولی با وجود قبول
علل طبیعی برای ظهور انواع مختلف جانداران ، همواره به خدای یگانه مؤمن
باقی میماند و تدریجا که سن او افزایش حاصل میکند ، احساس درونی مخصوصی
به درک قدرتی مافوق بشر در او تشدید میگردد تا به حدی که معمای آفرینش
را برای انسان لاینحل مییابد " .
این را من فقط از آن قسمت نقل کردم که خود داروین هم متوجه میشود که
در کجا نظریه او با نظریه الهیون اصطکاک و تماس پیدا میکند . از نظر ما
اینکه جاندار قابل تغییر باشد ، با خداشناسی ارتباطی ندارد ، اینکه شرایط
محیط از عوامل تغییر باشد ( یعنی محیط ، تغییرات ایجاد کند ) همینطور ،
اینکه تغییر عادات و استعمال و عدم استعمال عضو مؤثر [ در تغییر ] باشد
( یعنی کسی بخواهد آن را به عنوان یک عامل بشناسد ) باز ربطی ندارد ،
تغییرات فردی و امتیازات خصوصی ( افراد با همدیگر فرق داشته باشند ) ،
باز هم نه ، اینکه اساسا کسی قائل به تنازع بقا بشود ، چطور ؟ تنازع بقا
هم چیزی نیست که با خداشناسی منافات داشته باشد ، چه در انسانها و چه
در غیر انسانها . البته ما درباره غیرانسانها چیزی در قرآن نداریم ، ولی
درباره انسانها
[١] همان جملهای که در تورات هست و عربی آن این است که : " ان الله خلق آدم علی صورته » " [ خداوند آدم را به صورت خود آفرید .] [٢] پس چیزی را که به خدا نسبت میدهند و عامل آن را خدا میدانند ( مثلا ما میگوییم چرا در فلان موجود فلان عنصر به وجود آمد ، میگویند خدا این طور خلق کرده است تا برای فلان هدف درست باشد ) داروین دید که علت آن همین عامل طبیعی است .