توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
دو سه بحث دیگر داریم . یک بحث ، بحث " یگانگی " است که آن خودش یک مسأله علیحده است . بعد از اینکه واجبالوجود و خدا را ثابت کردیم ، چه دلیلی داریم بر اینکه او یکی است و بیش از یکی نیست ؟ دو بحث دیگر داریم که از این بحثها خیلی سادهتر است و خیال میکنم لازم است که ما وارد آنها بشویم . یک بحث ، برگشت به حرفهای گذشته است . ما راجع به نظام عالم که بحث کردیم ، تا این حدود قبول کردیم که این برهان ( برهان نظم ) برهان خوبی است . نظریهای در علوم امروز پیدا شده است که این نظریه را رد دلیلالهیون از راه نظام عالم دانستهاند و آن همان نظریه " تکامل " و به عبارت دیگر " داروینیزم " است . اساس استدلال الهیون در نظام عالم ، بیشتر روی موجودات زنده است و عدهای آمدهاند گفتهاند که بعد از کشف داروینیزم و اصول و نوامیسی که داروین و غیره در زمینه تکامل بیان کردهاند ، دیگر دلیلی بر وجود خدا نیست ، چرا ؟ برای اینکه آنها ثابت کردهاند که با یک سلسله اصول طبیعی و مادی ، همین نظام متقین قابل توجیه است . شما میگفتید مثلا این انسان که الان به وجود آمده است با این نظام متقنی که در وجودش هست ، حتما باید صانع شاعر مدبری داشته باشد ، ولی ما ثابت میکنیم که با همین قوانین کور طبیعت هم این خلقت منظم قابل توجیه است ، با اصل حب به ذات ، اصل تنازع بقا ، اصل انتخاب طبیعی ، اصل وراثت ، با همین قوانین کور مادی طبیعی میشود این نظام حیرتانگیز را در دنیا توجیه کرد . ما نمیخواهیم قانون تکامل را رد کنیم و بگوییم اصلا حرف داروین غلط است ، زیرا اولا این مطلب مربوط به زیستشناسی است و در صلاحیت ما نیست که راجع به مسائل زیستشناسی اظهار نظر کنیم ، دیگر اینکه اصلا این مطلب مربوط به مسأله توحید نیست ، بلکه ما باید ببینیم آیا این قوانین طبیعی کافی است برای تکاملی که داروین گفته است یا حتی قانون تکامل داروین را هم باید با اصول خداشناسی توجیه کرد ؟ ما معتقد به این [ نظر ] هستیم ، یعنی تا پای اصول ماوراءالطبیعی به میان نیاید ، قانون داروین هم قابل توجیه نیست . قانون داروین یک قانون مادی نیست ، از نظر توحیدی یک قانون الهی است . حالا کسی بیاید بگوید که مسأله ابتدای خلقت