توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
بشری فرض میشود و آن علت غایی است و آن این است که چون آن نیرویی که این کار را میکند نیروی شماست ، شما که این کار را میکنید چه هدفی از این کار دارید ؟ آیا هدفی دارید یا ندارید ؟ و چون شما در اینجا یک هدف معینی دارید ، یعنی این را مینویسید برای اینکه به دست یک شخصی برسد و او بخواند و از منوی خاطر شما آگاه شود ، دستور شما را اجرا کند ، مقصود شما را درک کند ، این را میگویند علت غایی . وقتی میگویند یک چیز تصادفی به وجود میآید ممکن است کسی فرض کند که علت فاعلی ندارد . این یک چیزی است که در دنیا طرفدار ندارد . نه الهی ، نه مادی ، بلکه شاید هیچ عالمی و بلکه هیچ عاقلی در دنیا پیدا نمیشود که جریانهای عالم را براساس تصادف توجیه کند به معنی اینکه علت فاعلی ندارد ، یعنی هیچ کس در دنیا نیست که بگوید مثلا باران که میریزد . خود به خود میریزد ، هیچ علتی ندارد ، همین جور میریزد ، یکدفعه باران میریزد . هیچ کس نیست که مثلا اگر خورشید میگردد یا زمین میگردد ، بگوید خود به خود [ میگردد ] . بالاخره این را معتقد است که یک نیرویی ، یک قوهای ، یک چیزی وجود دارد که این حوادث را در عالم به وجود میآورد . لااقل در میان طبقاتی که بویی از علم بردهاند ، خواه مادی خواه الهی یک نفر پیدا نمیشود که منکر علت فاعلی باشد ، بگوید مثلا دنیا میچرخد بدون علت فاعلی . بعضیها گاهی به خیال خود میروند به جنگ مادیین ، میگویند آقا اینها میگویند این عالم خود به خود به وجود آمده ، ما میگوییم عالم خود به خود به وجود نیامده ، نه ، هیچ وقت مادیین نمیگویند عالم خودبه خود به وجود آمده . کدام مادی گفته که عالم خود به خود به وجود آمده ؟ آنها هم میگویند هیچ چیزی خود به خود وجود ندارد ، آنها هم قائلند به یک سلسله علت و معلولی بسیار بسیار منظم ، میگوید هر پدیدهای که در دنیا پیدا میشود حتما یک علتی داشته است و آن علت هم خودش باز به نوبه خود پدیدهای است و علت دیگری داشته است ، آن علت هم علت دیگری داشته است ، آن علت هم علت دیگری ، و نامتناهی است و به جایی هرگز منتهی نمیشود و لازم هم نیست منتهی بشود . از این طرف هم در آینده هر معلولی به نوبه خودش علت برای شیء دیگری خواهد بود و آن شیء دیگر علت برای شیء دیگری . از دو طرف بینهایت ، سلسله علت و معلول کشیده شده است . شما یک نفر آدم مادی در