توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
تعبیر حکمای قدیم ) و مرد دیگری به نام انباذقلس [١] نظریهشان از قدیم
معروف است که قائل بودهاند انواع از یکدیگر مشتق شدهاند . حتی در کتاب
فلسفه النشوء والارتقاء که شبلی شمیل معروف لبنانی نوشته است ، [٢] در
یکی از مقدماتی که برای این بحث ذکر میکند ، تاریخچه نظریه تطور ( نشوء
و ارتقاء ) را ذکر میکند و در آنجا اقرار میکند که این نظریه دو هزار و
پانصد سال سابقه دارد . پس یک نظریه در میان علما و فلاسفه دنیا همین
نظریه نشوء و ارتقاء بوده است . البته آنها آن عواملی را که بعدها
لامارک ، داروین و بعد از داروین بیان کردهاند ، به این دقت بیان
نکردهاند ولی اصل این نظریه ( که انواع از یکدیگر اشتقاق پیدا کردهاند و
انواع در اصل خیلی کم بوده یا بیشتر از یک نوع نبوده است ) وجود داشته
است . حتی راجع به اینکه اولین حیوانی که در دنیا به وجود آمده است
چگونه بوده ، دریایی بوده است یا صحرایی یا به صورت کرمهایی بوده که در
لجنزارها به وجود آمدهاند ، حرفهایی گفتهاند .
نظریه " خلقت "
نظریه دیگر همان نظریهای است که اسم آن را نظریه " خلقت " گذاشتهاند ، یعنی ثبات انواع براساس حدوث زمانی انواع . عامه مردم عقیدهشان اینطور بوده که یک روزی بوده است که انسان نبوده ، بعد بیسابقه وناگهانی یک جفت انسان آفریده شده ، یک روز بود که گوسفند نبود ، بیسابقه و ناگهانی یک جفت گوسفند آفریده شد ، و همچنین حیوانات دیگر . این نظریه یک نظریه عامی و مربوط به عامه مردم تلقی میشد ، نه یک نظریه فیلسوفانه . هیچ فیلسوفی پیدایش انواع را به این شکل قبول نکرده است ، یا سکوت کرده و یا خلاف این را گفته است .[١] گویا تلفظ فرانسوی آن " امپیدوکل " است . [٢] این کتاب ترجمه عربی بنیاد انواع داروین است ولی [ مترجم ] تنها به ترجمه آن اکتفا نکرده ، بلکه شرح بخنر ( که صد درصد مادی بوده ) را هم ذکر کرده است . بعلاوه خودش مقدمات و مقالات دیگری هم اضافه کرده است . بنیاد انواع کتاب کوچکی است ، اما فلسفةالنشوء والارتقاء دو جلد بزرگ شده است .