توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
باشید که آن گرفتاری به دست فلانکس که دارای فلان مقام است حل شدنی است . یک پروندهای برای شما درست کردهاند و دادستان کل آمده روی این پرونده ادعانامه صادر کرده است . این برای شما مشکلی شده است . شما فکر میکنید که از چه راهی میتوانید این دادستان را روشن کنید . ولی همینقدر میدانید که خود شما که از نظر او متهم هستید و هیچ سابقه ندارید - اصلا نمیتوانید راه به او پیدا کنید . شروع میکنید به فکر کردن تا یک راه حل پیدا کنید . در این بین یک رابط پیدا میکنید . یک وقت به نظرتان میرسد آقای الف با این دادستان دوست است ، با شما هم دوست است . چون با شما دوست است ، پس اگر از او خواهش بکنید خواهش شما را میپذیرد . چون او با دادستان دوست است ، پس اگر از دادستان خواهشی بکند دادستان خواهش او را میپذیرد ، ذهن شما همین که واسطه را پیدا کرد میرود سراغ واسطه ، از این شخص خواهش میکند من چنین گرفتاریای دارم و چنین چیزی هست و این کار از شما ساخته است ، شما بلند شو برو ، و او میرود ، مشکل را هم حل میکند ، این را میگویند واسطه . این جور کار کردنها برای ذهن انسان خیلی عادی است . در تعریف " فکر " هم معمولا این طور میگویند : ترتیب دادن یک سلسله اموری که برای ذهن معلوم است ، برای کشف یک مجهول ، دو مقدمه معلوم را انسان به کار میبرد ولی آنها را ترتیب میدهد ، تا ترتیب ندهد و به آنها نظم ندهد ، آن مجهول به دست نمیآید . اگر دو مقدمه معلوم از یکدیگر جدا باشند ، انتقال ذهن به نتیجه ممکن نیست ولی وقتی که به شکل مخصوصی اینها با یکدیگر نظم پیدا کردند ، انتقال ذهن به نتیجه آسان است . نتیجه در واقع مولود دو مقدمه است و مثل این است که این دو مقدمه با یکدیگر آمیزش میکنند ، ازدواج میکنند ، از ازدواج آنها آن نتیجه به دست میآید . این خیلی ساده است . حاجی سبزواری ، میگوید : " الفکر حرکة الی المبادی - من المبادی الی المراد " فکر حرکت ذهن است از مقصودش که برایش مجهول است به سوی مقدمات ، همینکه مقدماتش را به دست آورد و ترتیب داد ، آن وقت از مقدمات حرکت میکند ، میرود به سوی مقصود خودش و مقصودش را کشف میکند .
" الهام " عاملی دیگر در پیدایش معلومات
آیا تمام علومی که بشر به دست آورده است ، همه محصول مستقیم همین