توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧
قوای نفسانی که اینها وابسته به آن هستند [ کمالاند ] . مثلا جاهطلبی از نظر آن قوه کمال است ، اصلا جاهطلبی هر چه شدید باشد ، برای آن غریزهای که در بشر هست کمال است ، رشد است ، خیر است ، ولی برای فرد بد است از این جنبه که وقتی خیلی رشد کرد ، مانع رشد سایر استعدادها در انسان میشود و به قول آقایان وقتی این صفات نفسانی رشد کرد ، دیگر آن قوه نطقیه عالیه انسانیه تحتالشعاع قرار میگیرد ، مثل یک درختی است که وقتی خیلی رشد میکند ، درختهای دیگر را سایهکش میکند ، چون در سایه خودش است نمیگذارد رشد کنند . یا از نظر اجتماع بد است . این قوه غضبی به قول آقایان یا هر قوه و غریزهای وقتی در او رشد میکند ، از نظر آن قوه رشد است ، کمال است ولی از نظر اجتماع بد است ، برای اینکه سعادت دیگران را سلب میکند . حتی زنا ، چرا زنا بد است ؟ آیا از نظر قوهای که انجام میدهد بد است ؟ نه ، از نظر آن قوه بد نیست ، واقعا بد نیست ، غریزها ی است که در بشر هست و این غریزه اشباع خودش را اقتضا میکند و از نظر آن غریزه به هر شکل اشباع بشود خوب است ، اما همین زنا منشأ یک فسادی در اخلاق انسانی شخص میشود ، یعنی به اصطلاح میگوییم طبیعت هرزه شد و اگر هرزه شد دیگر اساسا دنبال مقامات عالی انسانیت نمیرود ، همیشه دنبال اشباع این غریزه است . از نظر اجتماع بد است ، برای اینکه باید یک حساب و نظمی و یک مالکیت خاصی در مسائل جنسی در کار باشد ، یعنی هر زنی باید اختصاص داشته باشد به یک مردی و هر مردی در حدود اسلام . طبق هر قانونی باز هم اختصاص باید باشد . هیچ قانونی در دنیا نیست که ولو برای مرد اباحه مطلق قائل باشد ، آن هم در حدود مصالح قانون ، تغییر میپذیرد . چرا درباب تعدد زوجات ، تنها به مرد اجازه داده میشود ؟ در حدود مصالح اجتماع اجازه داده میشود . یا بیماری ، شما میگویید مثلا یک میکروب در خون آدم پیدا میشود ، در ریه پیدا میشود ، آیا آن میکروب از نظر خودش کار بدی انجام میدهد ؟ خوب ، میکروب موجودی از موجودات این دنیاست ، آن هم یک جای مناسب میخواهد که در آنجا زندگی کند ، رشد کند ، غذا بخورد . مثلا غده سرطان که پیدا میشود ، هر چه هست ، از نظر خود آن غده چیز بدی است ؟ خوب ، یک موجود حیی است که یک زمینه مناسبی برای رشد خودش پیدا کرده ، رشد میکند . از نظر مجموعه حیات این انسان بد است ، یا از نظر خود آن غده هم چون منتهی میشود به فنای انسان و بعد خودش هم زمینه ندارد ، بد است ، مثل کسی است که در خانهای که خودش هست ، زیربنای آن خانه را