توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
" « ا فلا ینظرون الی الابل کیف خلقت ، و الی السماء کیف رفعت » "
[١] .
خود مسلمین هی گفتند و روی این حرف اصرار هم کردند ، خودشان آمدند به
دنیا گفتند در توحید اسلام غیر از این چیزی وجود ندارد ، یعنی اسلام خدا را
به آن مفهوم عظیم ، به عنوان یک حقیقت بزرگ آفرینش که غیر قابل
توصیف است ، به عنوان اینکه اساسا یک حس درونی انسان را به خدا پیوند
میدهد ، به همان مفهومی که خود مسلمین اسم آن را وحدت وجود به یک معنا
گذاشتند [ نمیداند ] . البته وحدت وجود خیلی حرفها دارد . اصلا آمدند
تمام این حرفها را انکار کردند . نتیجه این شد که آمدند گفتند توحید اسلام
یک مفهوم بسیار ساده عوامانه بدوی است در حدودی که همان مردم عوام [
میفهمند ، در حد فهم ] همان پیرزنی که گفتند خدا را از کجا شناختی ؟ گفت
: از این چرخ نخریسی خودم ، توحید اسلام در این حد و این پایه است .
این تقصیر خود مسلمین است . هنوز هم در کتابهای ما روی همین قضیه تکیه
میشود . یک جنایت بزرگ به اسلام همین است . اینکه قرآن از طریق سوق
دادن مردم به خلقت رفته است ، مسلم رفته است و بسیار بسیار راه خوبی
هم هست ، اما کی قرآن به این مطلب محدود کرده است ؟ خوب ، این یک
راهی است ، اهمیت قرآن به این است که جامع است ، یک راه بالخصوص
نرفته . شما اگر کتابهای عرفانی ، حتی همان کتابهای بودایی [ را مطالعه
کنید ، میبینید ] تمام ، آن راه را رفتهاند ، دیگر از این راهها نرفتهاند
ولی قرآن از همه راهها رفته . چرا ما این مزیت را از قرآن بگیریم ؟
- من برای اینکه اهمیت اقدام برای شناسایی این طرز فکر اسلام بیشتر
بشود یک مثالی داشتم که فکر میکردم این برای عوامالناس مجهول باشد ولی
برای دانشمندان این قدر نمیدانستم . یک روز از مسجد برلن آمدم بیرون ،
یک آقایی هم آمد بیرون . من پرسیدم شما مسلمان هستید ؟ گفت : نه گفتم :
آلمانی هستید ؟ گفت : بله . گفتم : پسچطور آمدید مسجد ؟ گفت : برای
اینکه من دنبال یک مطلبی میگردم که گاهی هم مسجد میآیم . گفتم : دنبال
چه ؟ گفت : من خدایی که مسیحیها و کلیسا برای ما تعریف میکنند قبول
ندارم . دنبال یک چیز دیگر میگردم و آن خدایی که من شخصا برای خودم
احساس میکنم یک خدایی است که شکل ندارد و در همه جا ، در همه افراد و
در گیاهان مظاهرش را میبینم ، و این نشان میدهد که مردم امروز حتی
[١] غاشیه / ١٧ و . ١٨