توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
صفحه منظم را به وجود آورده ، ده تا مطلب از این صفحه درآمده است . یک بچه با یک آدم تحصیلکرده درس خوانده خط یادگرفته تفاوتش در علت فاعلی نیست ، نیروی دست بچه هم کافی است برای اینکه این را بنویسد . یک بچه یا یک آدم بیسو اد مدرسه نرفته ، یک دهاتی بیسواد از لحاظ علت فاعلی هیچ تفاوتی با یک درس خوانده ندارد ولی از یک نظر دیگر تفاوت دارد و آن این است که آن آدم درس خوانده میداند که یک کلمهای را اگر بخواهد بنویسد که فلان مفهوم از آن فهمیده شود ، اول باید حرف اول را مثلا به چه شکل بنویسد ، حرف دوم رابه چه شکل ، حرف سوم ، چهارم و پنجم تا یک مطلب معنیدار از کار دربیاید ، یعنی باید انتخاب کند . خوب ، این نیرو وقتی که این خط را میخواهد بنویسد هزار جور ممکن است بنویسد ، ممکن است از این طرف بکشد ، ممکن است بالا ببرد ، ممکن است پایین بیاورد ، باز اولی را که نوشت در دومی همینجور باید انتخاب کند ، یعنی یک راه را از میان صدها راه انتخاب کند . از نظر علت فاعلی ، هزار شکل میشود این حرف اول را نوشت و به هزار شکل هم حرف دوم ، به صد هزار شکل حرف سوم ، ولی او پی درپی انتخاب میکند . پس شعور لازم دارد ، یعنی درک لازم دارد ، فهم لازم دارد ، باید بفهمد چه رابطهای میان این عمل و آن نتیجه وجود دارد تا خوب بتواند انتخاب کند . در اینجور موارد ما میگوییم تنها فرض علت فاعلی یعنی وجود نیرویی که آن نیرو کافی باشد برای این کار از نظر مقدار نیرو ، انرژی و هرچه بخواهد مصرف بشود کافی نیست بلکه یک ادارهای ، یک کنترلی هم برای این نیرو باید وجود داشته باشد ، یک انتخاب باید وجود داشته باشد ، یک اختیار باید وجود داشته باشد به طوری که کلمه " برای " در آنجا محقق بشود ، یعنی هر چیزی نشان بدهد که وسیله است برای یک هدفی ، این وسیله برای آن ، آن وسیله برای آن . اینجاست که ما میگوییم تنها فرض علت فاعلی برای به وجود آمدن این شیء کافی نیست ، حتما باید فرض علت غایی بشود که عباره اخری از این است : باید حتما فرض کرد که فاعل دارای قوه شعور به معنی فهم و درک این کار و حکمت و تدبیر بوده است به طوری که نیروی خودش را اداره میکرده است . - منظور داشته . استاد : بله ، منظور داشته و انتخاب میکرده است . همیشه در سر دوراهیها ، بلکه