توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
است ، مجهولی ندارد . علم حداکثر میگوید این ناظم عالم در این کاری که ساخته ، این را میدانسته است ، ولی آیا علم میتواند ثابت کند که " « و هو بکل شیء علیم »" ؟ آن مفهومی را که شما در خداشناسی و خداپرستی دارید " « و هو بکل شیء علیم »" کی میتوانید از راه علوم ثابت کنید ؟ علوم میگوید آن قدرتی که عالم به این عظمت را به وجود آورده ، از روی علم به وجود آورده است . میگویم راست میگویی ، این را که به وجود آورده است میدانسته و به وجود آورده است . اما این درباب خداشناسی کافی نیست ، درباب خداشناسی که لازم است این است که " « بکل شیء علیم »" ، اصلا جهل در ذات او راه ندارد . باز پای علوم در اینجا قاصر است . قدرت ذات حق را چطور ؟ بله ، ما از راه علوم همین مقدار میفهمیم که آن موجودی که عالم به این عظمت را به وجود آورده است ، قادر بوده و توانایی داشته که به وجود آورده است ، اما یک مساله دیگر هم هست و آن اینکه آیا " « علی کل شیء قدیر »" ؟ یک قدرت نامحدود مطلق است که بر هر چیزی قادر است ؟ عجز و ناتوانی در ذات او راه ندارد ؟ ما از این راه نمیتوانیم آن را اثبات کنیم ، حداکثر این است که بگوییم این کار را که کرده قدرت داشته که کرده است ، اما اینکه آن مبدأ عالم بر همه چیز قدرت دارد یا ندارد ، ما نمیدانیم . در آن کاری که کرده قدرت دارد اما آن کاری که نکرده ، ما از کجا بدانیم که قدرت دارد یا قدرت ندارد ؟ پس اگر شما درست توجه بفرمایید میبینید که از راه علوم فقط همین مقدار - و نه بیشتر - انسان میتواند جلو برود : عالم ناظمی دارد ، اما آیا ناظم واجبالوجود است ، قائم به ذات است یا از جای دیگر آمده ؟ من نمیدانم . این ناظم عالم ، علیم هم هست ، اما " « بکل شیء علیم »" ؟ هیچ نمیشود این را فهمید ، قادر هم هست اما " « علی کل شیء قدیر »" ؟ باز نمیدانیم ، آیا ازلی و ابدی است ؟ باز نمیدانیم . همه چیز را میگوییم نمیدانیم . این است که از این راهها امکان ندارد خداشناسی به صورت یک علم مثبت و یک فن دربیاید به طوری که واقعا خداشناسی لااقل نظیر مورچهشناسی ، روان شناسی و حیوان شناسی بشود به طوری که بتوان برذات و صفات او به طور جدی استدلال کرد ، چون تا وجوب وجود برای ذات او ثابت نشود [ معرفت کامل به ذات و صفات او حاصل نمیشود ] و تمام اینها هم بر محور " غیرمتناهی " میچرخد ، تا آن اثبات نشود ، خداشناسی حداکثر این است که به صورت یک مجهول درمیآید ، عجالتا نتوانستهایم عالم را توجیه کنیم که این نظام را از خود دارد ، پس از جای دیگر