توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
به همین دلیل اینها را تخطئه میکند . میگوید همیشه در گذشته اینجور
بودهاند :
" ولی فراموش نشود که در این بین عده قلیلی از افراد و جماعات یافت
میشود که یک معنی واقعی از وجود خدا را برای این اوهام دریافتهاند که
واقعا دارای خصائص و مشخصات بسیار عالی و تفکرات عمیق و معقول بوده ،
به هیچ وجه قابل قیاس با آن عمومیت عقیده نیست " .
که میگوید در طول گذشته هم این جور بوده .
" اما یک عقیده و مذهب ثالث بدون استثنا در بین همه وجود دارد ،
گرچه خالص و یکدست در هیچ کدام یافت نمیشود ، من آن را احساس مذهبی
آفرینش یا وجود میدانم " .
معتقد است به اینکه در همه انسانها [ این احساس مذهبی وجود دارد ]
ولی بعد میگوید که بعضی افراد ممکن است فاقد این [ احساس ] باشند .
شاید این هم نقص در مترجم است که اول میگوید در همه ، بعد بعضیها را
فاقد آن میداند . میگوید یک احساس مذهبی بالخصوصی در همه افراد هست که
من آن را احساس مذهبی آفرینش یا وجود میدانم :
" بسیار مشکل است این احساس را برای کسی که کاملا فاقد آن است توضیح
دهیم ، بخصوص که در اینجا دیگر بحثی از آن خدا که به اشکال مختلف تظاهر
میکند نیست . این خدا بزرگتر است از اینکه توصیف بشود " .
این همان خدایی است که ما مسلمانها او را " الله اکبر من ان یوصف "
میدانیم .
" در این مذهب فرد کوچکی آمال و هدفهای بشر ، و عظمت و جلالی که در
ماورای امور و پدیدهها در طبیعت و افکار تظاهر مینماید را حس میکند .
او وجود خود را یک نوع زندان میپندارد ، [١] چنانکه میخواهد از قفس
تن پرواز کند و تمام هستی را یکباره به عنوان یک حقیقت واحد دریابد "
.
فرق عجیبش این است . میگوید این جور احساس درباره مذهب و خدا ، خدا
را
[١] مشخصات این احساس را میگوید .