توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨
است ؟ ] میگوید در اثر استعمال عضو پیدا میشود و در اثر عدم استعمال حذف میشود ، هر دو نارساست . در اثر استعمال ، پیدایش بعضی از عضوها قابل توجیه نیست و در اثر عدم استعمال ، حذف هیچ عضوی قابل توجیه نیست . این را من به صورت جزم هم نمیگویم ، از شما سؤال میکنم : برای آنکه یک چشم سالم بماند ، آیا غیر از این است که بدن باید کار کند و احتیاجات این چشم را تدریجا به آن برساند ؟ از نظر قانون طبیعی ، خود کار کردن به طور مستقیم در سلامت چشم مؤثر است . من این جهت را قبول دارم که اگر چشم مدتی کار نکند ، یک عامل درونی آن را تضعیف میکند و شاید کور هم بکند ، ولی سؤال من در چرای این قضیه است ، چرا اینطور میشود ؟ چرا اگر عضوی مورد احتیاج نشد ، بدن از او صرف نظر میکند و دیگر به او غذا نمیرساند و در واقع عملا او را طرد میکند ؟ این با چه قانونی قابل انطباق است ؟ اگر بگویند : خوب ، ما میبینیم این طور هست ، من هم میگویم این طور هست ، یعنی من منکر آن نیستم ، تا حدودی هم مشاهدات سطحی ما از این مطلب حکایت میکند ، ولی بحث در چرای این قضیه است ، چرا وقتی که عضو ، مورد استعمال نداشت و مورد نیاز بدن نبود ، بدن عنایت خودش را از او سلب میکند ، دیگر به آن غذای کافی نمیرساند ، آن را شستشو نمیدهد و پاک و پاکیزه نگه نمیدارد ؟ این درباب عدم استعمال است . درباب استعمال ، همه [ موارد ] که مثل گردن زرافه نیست . خود لامارک میگوید : " پرندگانی مانند اردک و غاز که محل زندگیشان در سواحل دریا بود ناچار شدهاند که در اثر تغییر شرایط محیط زیست ، مواد غذایی مورد نیاز خود را در دریا جستجو نمایند . در نتیجه تلاش حرکت این جانوران برای حرکت در آب و باز نگه داشتن انگشتان و تکرار متوالی این عمل در مدت زمانی طولانی پرده نازکی که در ابتدا فقط در قاعده انگشتان آن بود به مرور و تدریج توسعه یافت و انگشتان به وسیله این پرده کامل به یکدیگر متصل و برای شنا مناسب شدند " . معتقد است که غاز و اردک و آنهایی که انگشتانشان با یک پرده به یکدیگر متصل است ( یعنی انگشت جدایی که مثل انگشتهای ما بدون پرده باشد ندارند ) در ابتدا مثل مرغهای دیگر بودهاند ( مرغهای خانگی ) که هیچ پردهای لای انگشتانشان نیست . آنها در اثر اینکه در یک محیط جدیدی قرار گرفتهاند که احتیاج به شنا داشتهاند ، اجبار پیدا کردهاند که این انگشتان را خیلی حرکت بدهند . در اثر استعمال آن ،