توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
لزومی هم ندارد . ولی راههای دیگری که عرض کردیم : راههای مربوط به علم و فلسفه و . . . هر کدام از اینها را مفصلتر برایتان عرض میکنیم ، که اول راهی که قهرا وارد میشویم راه نظم است . روی نظم بحث میکنیم به شرطی که آقایان هم روی این قضیه باز مطالعاتی بکنند . - چیزی که برای من اینجا جای تعجب بود در مورد نظریات اینشتین بود که فرمودید راجع به بودا اظهار نظر کرده ولی درباره اسلام اظهار نظری نکرده و مثل اینکه هیچ اطلاعی نداشته و این فکر میکنم یک نقصی است . استاد : بسیار بسیار . در این قضیه ما باید قبول کنیم که هندیهای معاصر خیلی از ما پیش هستند در این جهت که با دنیا ارتباط دارند ، ارتباط زیاد دارند . اروپاییها اول پا نشدند بروند آنجا آنها را بشناسند ، اینها اول رفتهاند خودشان را فیالجمله شناساندهاند ، لااقل محرک و مشوق آنها شدهاند که آنها بیایند در این زمینه تحقیقاتی بکنند . مسلمین نه تنها این کار را نکردند ، یک اشتباه بسیار بسیار بزرگ [ مرتکب شدند ] که من در آن جلسه گذشته هم این را گفتم و تکرار میکنم ، باز هم تکرار خواهم کرد چون این را من خیلی مهم میدانم . مسلمین - که از مصریها هم این کار شروع میشود - یک اشتباه بسیار بسیار بزرگ در این زمینهها مرتکب شدند ، آمدند در واقع این حقایق را انکار کردند . نه اینکه مجذوب علوم تجربی اروپاییها شدند ! خوب ، واقعا هم علوم تجربی ، حالا این علوم تجربی . . . اروپاییها نیستند . خود اروپاییها علوم تجربی را از مسلمین آموختند . از دروغهای بزرگ که در دنیا گفتند یکی همین است که حکمای یونان برای تجربه ارزش قائل نبودند ، مسلمین هم پیروی کردند . هم حکمای یونان قائل بودند و بیش از آنها مسلمین قائل بودند و فرنگیها هم این را از مسلمین یاد گرفتند . مجذوب این شدند که راه علم در قدیم راه فلسفه بوده و غلط بوده و یگانه راه صحیح برای همه مسائل از جمله مسائل دینی تجربه و آزمایش است . بعد آمدند گفتند اساسا قرآن هم تمام راهها را تخطئه کرده غیر از همین راه ، ببینید قرآن مردم را فقط به مخلوقات و مشهودات و محسوسات ارائه داده ، گفته :