توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣
احتیاج نیست ما را بخوانند ( برای اینکه نیروی محرکه داخلی وجود دارد ) آیا شیطانی هم لازم است باشد یا اینکه این مسأله جنبه استعاره دارد ؟ و اگر شیطان وجود دارد جنسش چیست ، آیا یکی است یا زاد و ولد میکند ؟ استاد : من در ضمن عرض خودم متوجه این نکته بودم ، شاید توضیح درست ندادم . شیطان ، آن طوری که قرآن معرفی میکند ، یک موجودی است که از باطن بر انسان تسلط دارد ، یعنی به اصطلاح در طول ما هست نه در عرض ما ، یعنی همین غرائز شهوانی که میگویید ما داریم ، زائد بر اینها شیطان چیزی ندارد ولی همینها از ناحیه شیطان میآید . من تعبیر کردم ، گفتم آن منبعی که اینها از آن منبع میآید . نه این است که الان برای خواندن ما به شر و فساد دو عامل وجود دارد : یک عامل هواهای نفس ما ، یک عامل هم شیطان که بگوییم یک عامل کافی بود ، دیگر این عامل دوم چرا میآید ؟ نه ، همانطوری که در کارهای خیر ما ( یعنی الهامات خیری که در ما هست ) ملائکه یک عامل ثانوی در مقابل این تمایلات خیردوستانه ما نیستند ، بلکه آنها عامل عاملاند ، یعنی آنها منابعی هستند که اینها الهامات را به وجود میآورند [ شیطان هم یک عامل ثانوی در مقابل الهامات شر نیست ] . گفتیم که در حدیث آمده است که دل انسان دو گوش دارد ، از گوش راستش ملک میآید الهام خیر میکند و از گوش چپش شیطان میآید الهام شر میکند . نه ملک یک عامل ثانوی است برای دعوت به خیر ( در مقابل غریزه و فطرت الهی که در انسان هست و در مقابل انبیاء ، آن عامل سومی نیست ) و نه شیطان یک عامل ثانوی است در مقابل هواهای نفس ، بلکه او عامل عامل است ، یعنی او منشأ و منبع این هواهای نفسانی است . آن چیزی که مخزن و منبعی است که اینها را میدمد ( که در ما هواهای نفسانی نامیده میشود ) او شیطان است ، پس او عامل جداگانهای نیست . و چون نقش هواهای نفسانی برای انسان نقش دعوت بیشتر نیست ، یعنی راه تسلط شیطان همان راه هواهای نفسانی است و هواهای نفسانی هیچ وقت عامل اجبار کننده نیستند ، همیشه انسان خودش را در مقابل دو میل مختلف میبیند و در میان این دو میل مختلف یک راه را انتخاب میکند .