توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
میخواهیم تشریح کنیم . سوم موضوع خلقت که میگوییم اساسا این عالم مخلوق است ، خود عالم آفریده شده است ، قطع نظر از نظامات و تشکیلات این عالم و قطع نظر از اینکه یک نیرویی به عنوان نیروی رهبری در این عالم وجود داشته باشد ، اصلا خود عالم مخلوق است ، آفریده شده است . اینکه ما حساب هدایت و نظم را از یکدیگر جدا کردیم و دو حساب برایش باز کردیم ، به نظر من برای اولین بار است که این کار میشود ، یعنی من تا حالا خودم در هیچ کتابی برخورد نکردهام که اینها را دو نوع دلیل و برهان به شمار بیاورد بلکه معمولا حساب انتظامات مخلوقات و حساب هدایت شدن مخلوقات یک حساب گرفته میشود ، یعنی یک نوع دلیل به شمار میرود و یک نوع دلیل ذکر میکنند ، و این را هم من عرض کردم این یک چیزی نیست که بخواهم بگویم ابتکاری است که برای اولینبار من کردم ، این را من از تفسیر فخر رازی استفاده کردهام و فخر رازی هم از قرآن استنباط کرده است به عنوان اینکه در قرآن اینها دو راه جدا ذکر شده است . پس قرآن دو حساب برای نظم و هدایت از نظر خداشناسی قائل شده است ، و چون در کتابهای علمی و فلسفی ، زیاد در اطراف تفکیک این دو راه از یکدیگر بحث نشده است ، ممکن است در بیانی هم که من میکنم نقصانهایی وجود داشته باشد ، ولی من فکر میکنم مطلب از همین قبیل است و حتما هم این طور است و تاکنون هم اشتباه شده است که ایندو را یکی حساب کردهاند ، خیلی به یکدیگر نزدیک است ولی دو راه است . فرق این دو راه چیست ؟ مسأله انتظام مخلوقات مربوط به ساختمان موجودات است . وضع ساختمان موجودات حکایت میکند که در این ساختمان شعور ، تدبیر ، علم و اراده دخالت داشته است . طرز بیان این گونه است که این ساختمان ناشی از تصادف مجموعهای از علل نمیتواند باشد . درست مثل یک ماشینی یا کتابی که ما فرض کنیم الان وجود دارد ، که همیشه به کتاب مثال میزدیم میگفتیم اگر ما یک کتاب تألیف شدهای بلکه یک صفحه از کتاب و یک نامهای را ماشین شده میبینیم ، نظم این مجموعه حروف و معنی داشتن این حروف که نشان میدهد هر حرفی در جای خودش قرار گرفته است ، روی حساب بوده ، روی نقشه بوده ، حکایت میکند که به وجود آورنده این نظم و تشکیلات اراده و تدبیر داشته است و عقل و شعور در ایجاد آن به کار رفته است . نظم بیش از این