توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
نتوانست توجیه کند که چرا همیشه در جهت منافع و مصالح است . داروین با اصل " انتخاب طبیعی " خواسته است تا حدودی این اشکال را رفع کند ، خواسته توجیه کند که با همین قوانین لایشعر طبیعی ، تغییرات موجود در جهت مصالح صورت میگیرد . این را در جلسه آینده بحث کنیم ، ببینیم آیا آن چیزی که داروین گفته است کافی است یا کافی نیست ؟ ما هیچ اصلی از اصول داروین را هم از نظر توحیدی اشکال نمیکنیم ، علمای زیستشناسی از نظر خودشان اشکال کنند حرف دیگری است ، ولی ما اصول داروین را بدون دخالت دادن یک اصل ماوراءالطبیعی که توضیحش را بعدها عرض خواهیم کرد کافی برای تبدل انواع نمیدانیم و بیشتر تکیه ما روی همین جهت است که تا اصل خداشناسی به یک تعبیر ، اصل علیت غایی به تعبیر دیگر و اصل وجود یک نیروی شاعر مدبر در وجود موجود زنده به تعبیر دیگر را قبول نکنیم ، تبدل انواع قابل توجیه نیست . - محیط در ساختمان بدنی اشخاص و حیوانات البته تأثیر دارد ولی به آن صورت که انواع مختلف و نقشهای گوناگون حیوانات تحت تأثیر محیط باشد ، چنین چیزی عاقلانه نیست . مثلا اگر گفته شود که حیوانات به خاطر دفاع از خودشان مجبور بودهاند که از سر خود به عنوان سلاح دفاعی استفاده کنند و به تدریج بر اثر این ضرورت ، روی سر آنها شاخ وسط سرش پیدا شده است ، پس چرا گاو دو شاخ پیدا کرده و کرگدن یک شاخ وسط سرش پیدا شده و اسب اصلا شاخ پیدا نکرده است ؟ ثانیا چرا در اثر تغییر شرایط محیط ، آن عضو تغییر شکل یافته به شکل اول خود درنیامده است ؟ مثلا امروزه دیگر آذوقه زرافه در سطح صاف و بر روی زمین هموار و نه لزوما در بلندیها یافت میشود ، پس چرا گردنش کوتاه نشده است ؟ بنابراین آقایان فلاسفه یک جنبه قضیه را میبینند و آن را به تمام موارد کلیت میدهند که این صحیح نیست ، در حالی که ما باید فرضیه مذکور را به عکس تفسیر کنیم و بگوییم حیوانات مختلفی بودهاند ، زرافه به همین صورت بوده ، گاو به همین شکل ، مگس به همین صورت و مار هم به همین شکل بوده است ، منتها مار یک پاهای کوچکی داشته که چون وضع راه رفتنش به صورت خزیدن بوده ، بعدها این پاهای کوچک حذف شده است . کمااینکه در مورد انسان هم این امر صدق میکند ، بعضی انسانها برحسب