توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
" « الذی خلق »" پروردگار من همان است که آفرید ، یعنی آفریننده
عالم است . " « فسوی »" پس معتدل آفرید ، یعنی نظم برقرار کرد . "
« و الذی قدر »" آن که اندازهگیری [١] کرد . " « والذی قدر فهدی
" . " « خلق فسوی " و " الذی قدر » " همه راجع به اصل خلقت یعنی
ساختمان موجودات است ، " فهدی " مربوط به کار موجودات است : آنها
را رهبری کرد .
آیه دیگر از آیاتی که باز خلق و هدایت توأم با هم ذکر شدهاند ( یعنی
با هم ذکر شدهاند ولی معلوم است که دو امر است ) ، از زبان حضرت
ابراهیم نقل میفرماید که ابراهیم فرمود :
" « الذی خلقنی فهو یهدین »" [٢] .
پروردگار من همان است که مرا آفریده است ، پس هدایت هم میکند .
" پس هدایت میکند " مقصود این است که خدا وقتی که موجودات را خلق
کند آنها را عبث نمیگذارد ، آنها را رهبری هم میکند . وقتی خدا آفریننده
مخلوقات باشد ، آنها را " سدی " به تعبیر آیه قرآن [٣] ، عبث ،
سرگردان نمیگذارد ، رهبری میکند . " خدا مرا آفریده است ، خدا مرا
رهبری هم خواهد کرد ) ] .
در سوره علق که سوره " اقرأ " باشد راجع به خصوص انسان بیان
میفرماید ، یعنی آنجا خلقت انسان و آن نوع هدایتی را که مخصوص انسان
است ، بعد از خلقت ذکر فرموده است . در آن سوره این طور میخوانیم :
" « بسم الله الرحمن الرحیم اقرا باسم ربک الذی خلق »" .
بخوان به نام پروردگارت که آفریده است ( آفریده است همه چیز را ،
جهان را ) .
" « خلق الانسان من علق »" .
انسان را از علق [٤] آفرید .
[١] این اندازهگیری شامل اندازهگیری عدد میشود ، شامل اندازهگیری در حجم میشود که آن یک بحثی است که کردهاند ممکن است ما هم راجع به آن بحث کنیم . [٢] شعراء / . ٧٨ [٣] " ا یحسب الانسان ان یترک سدی » " ( قیامت / ٣٦ ) . [٤] علق را از قدیم تفسیر میکردند به " خون بسته " که یکی از مراحل به اصطلاح تحول و تطور جنین است . حالا بعضیها آمدهاند میگویند که در قدیم نمیتوانستند توجیه کنند ، چون یکی از معانی علق زالو است ( همین حیوان >