توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
اینها را تصادف میدانیم ) اگر عالم تحت تأثیر و تدبیر یک علم کلی و یک اراده کلی باشد که آن که سیر میدهد ، تمام جزئیات این مسیرها را میداند ، از نظر او هیچ چیز در عالم تصادفی نیست ، هیچ چیز در عالم اتفاقی نیست . پس مطلب دیگری که خواستیم بگوییم این است که کسی خیال نکند این تصادفاتی که در عالم رخ میدهد و بعد این تصادفات شرایطی را به وجود میآورد که ما در آن شرایط میبینیم طبیعت یک مسیر هدفداری را طی میکند ، آن تصادفها با این هدفداری تناقض دارد ، نه ، این تصادفها ، این امور اتفاقیه عالم با هدف داشتن طبیعت منافات ندارد . همین را ما به یک بیان دیگر میتوانیم بیان کنیم . عالم را که ما میگوییم هدف دارد ، یعنی عالم این هدفداری را روی یک قانون کلی و روی یک مسیر کلی انجام میدهد . قوانین هدفداری هم در عالم کلی است ، جزئی و شخصی نیست که ما روی جزئی و شخصی بخواهیم بحث کنیم که چه جور هست ، چه جور نیست .
تقریر دیگر برهان نظم
از نظر قدمای ما این برهان نظم را جور دیگری هم میشود تقریر کرد که این را هم توضیح بدهیم و از این مطلب خارج شویم - و آن این است : عرض کردیم چگونه میشود که یک معلول دلیل شود براینکه علتش عالم بوده است ، شاعر بوده است . گفتیم باید حکایت کند ، نشان بدهد که انتخاب و اختیار در آنجا وجود داشته است . علمای امروز روی حساب احتمالات - که در جلسه گذشته آقای مهندس . . . حساب احتمالات را خوب توضیح دادند این مطلب را بیان کردهاند ، گفتهاند که این دلیل میشود بر اینکه فاعل اراده و شعوری داشته باشد . روی اصولی که علمای قدیم بیان میکنند یک جور دیگری میشود این مطلب را ذکر کرد و آن این است : معلول همانطوری که از اصل وجود علت حکایت میکند یعنی حکایت میکند که من علتی دارم ، از صفات و خصوصیات علت هم تا حدودی حکایت میکند ، یعنی اینجور نیست که معلول فقط حکایت کند که من علتی دارم ، نه ، تا حدودی صفات علت خودش را هم نشان میدهد . مثلا معلول ، عظمت علت را نشان میدهد ، عظمت معلول دلیل بر عظمت علت است . معلوم است علت کوچک و حقیر و ناتوان و ضعیف نمیتواند معلول عظیم به وجود آورد . یکی از شؤون علت که معلول آیت و جلوه او